به یاد یاسر انصاری کجوری

بیشتر اوقات مطالبی را که کوشان مهران نازنین برای من ارسال می کند ملغمه ای از داستانهای گذشته و حال این مملکت و رفتار ما ملت فهیم! و آگاه! و شجاع! و متحد و به هم ریزنده دنیا و آخریت و نوادگان کوروش و آرش و آریو برزن است که در من یک حس نوستالژیک عجیبی را القا می کند. این حس علاوه بر اینکه قدرت تصویر سازی ذهنی من را در رفتن به گذشته قویتر می کند، باعث می شود کمتر به این دوران و این فهم و شعور بالایی را که داریم! و دارم! فکر کنم و  حداقل حرص نخورم که چرا اینقدر ما پیشرفت عجیبی را در همه اعصار داشته ایم و اصلن هم سقوط نکرده ایم! خلاصه خیلی سر مبارک را به درد نیاوریم که آخرین مطلبی که اشکار فرستاده مطلب جالبی تحت عنوان "شکار بزرگ در قفقاز بزرگ است" امیدوارم لذت ببرید.

راستی فراموش کردم بگم که این متن از طرف اشکار به جناب جسد خیس تقدیم شده است.


"در نخستین سال های شروع قرن هیجدهم دمیدوف آهنگر بی سواد اما دارای قوه ابتکار و خوش شانسی بود که به پشتگرمی تزار پتر کبیر کارخانه های فلزکاری زیادی در شهر تولا و معادن کوه اورال روسیه ایجاد نمود و این تجارت انحصاری و پرسود آنقدر در این خانواده نسل به نسل جریان داشت که در اوایل قرن نوزدهم یکی از دمیدوف ها با خرید یک شاهزاده نشین کوچک در ایتالیا به جایگاه و لقب پرنسی دست یافت.

در سال 1889 میلادی پرنس دمیدوف سفری طولانی در قفقاز بزرگ و کوچک تا مرز ایران برای دست یابی به گونه های بی همتای شکار را در این سرزمین دارای زیگونگی ممتاز و بی مانند شروع نمود و به دلیل جایگاه ویژه اشرافی این امتیاز را یافت که در شکارگاه دویست هزار هکتاری قفقاز بزرگ که برای پایداشت نسل بیزون کوهستان های قفقاز ایجاد شده بود به شکار بپردازد. نگاره های گرفته شده یادآور شکوه بی مانند زیگونگی قفقاز بزرگ در آن دوران می باشد.

1. عکس ارائه شده ماده پلنگ بارداری را نشان می دهد که هدف گلوله قرار گرفته است. درآن روزگار از کوهستان های داغستان مشرف به دریای خزر تا ساحل سوچی در کرانه های دریای سیاه زیستگاه پلنگ قفقاز بزرگ به حساب می آمد. تخریب زیستگاه و بویژه شکارهدفمند این گربه سان چالاک بوسیله ماموران دولتی و شکارچیان پوست باعث شد تعداد آنها با حدس و گمان در داغستان و چچن ده قلاده برآورد گردد. پوتین برای المپیک زمستانه سوچی به خیال احیای نسل پلنگ در کوه های مشرف به دریای سیاه به عنوان نماد این دوره از بازی ها افتاد و داستان ببر کذایی خزر از همانجا پیش آمد.

2. برای بسیاری باور کردنی نیست که بیزون و یا به اشتباه بوفالو در قفقاز شمالی می زیسته ولی شواهد تاریخی و باستان شناسی پراکنش بیزون قفقازی را تا قرن سیزدهم میلادی در کوه های تالش ایران ثابت نموده و در دوران پادشاهان آشور این گاوسان پشمالو در کوهستان های پوشیده از بلوط کردستان عراق وجود داشت. هرچند در سال 1927 نسل بیزون در قفقاز از بین رفت ولی از سال 1940 با برنامه حساب شده معرفی مجدد و پایش جمعیت در زیستگاه اکنون در قفقاز بزرگ و حاشیه رود ترک در شمال جمهوری آذربایجان بیزون هایی وجود دارند.

3. روزگاری از حاشیه رود ارس تا کراسنویاسک و سرزمین تاتار ها در دامنه های شمالی قفقاز بزرگ گونه گوزن مرال وجود داشت که در واقع گونه بینابینی گوزن سرخ اروپایی و گوزن الک قزاقستان و سیبری می باشد. تخریب زیستگاه، فشار دام بر مراتع و شکار غیر مجاز عملا نسل این گونه را در ارمنستان نابود نموده و تعداد آن را در گرحستان به حدود 100 سر رسانیده و در قفقاز شمالی روسیه هم وضع نامساعدی دارد.

4. همگان با شنیدن نام شاموا این پادشاه ستیغ آلپ بیاد سوئیس و اتریش می افتند و این در حالی است که جز اروپای غربی در بالکان و کوه های کارپاتی و شرق آناتولی و کوه های قفقاز بزرگ و کوچک زیرگونه های متعددی از شاموا وجود دارد. از چرم شاموا جیر نرم و معروف برای هزاران سال تولید می گردید که این باعث گردید جمعیت ان در قرن نوزدهم در کشورهایی چون سوئیس تا آستانه نابودی کاهش یابد.

سرک کشیدن به بایگانی ها و دیدن عکس های زرد شده حداقل این ارزش را دارد که به غنای زیگونگی صده های گذشته پی خواهیم برد. برای نمونه در گزارش شکار سال 1272 هجری قمری ناصرالدین به شکار خرس های قهوه ای کوه پیکر و مرالانی کهنه در جنگل های ارس شهرستانک تهران اشاره شده است"
برچسب‌ها: کوشان مهران, قفقاز
نوشته شده توسط امير سررشته داري در ساعت 16:10 | لینک  |