امروز و به دعوت سيد بزرگوار خودمان (جناب مجابي عزيز) در سومين جشنواره پژوهش و نوآوري در حوزه مديريت شهري شركت كردم. مراسم با آياتي از قرآن آغاز و با يكي دو تيزر تبليغاتي ادامه يافت. رييس جشنواره جناب آقاي دكتر عسگري آزاد و سيد نازنين به عنوان دبير جشنواره مطالبي را در خصوص سابقه جشنواره و همچنين خصوصيات و ويژگيهاي جشنواره سوم اظهار داشتند. از مهمترين ويژگيهاي اين جشنواره مي توان به برگزاري نمايشگاه الترونيكي، نشست هاي تخصصي در حوزه مديريت شهري و تأكيد بر ايجاد يك شهر الكترونيك اشاره كرد.

سپس جناب قاليباف سخنراني فرمودند كه به عنوان يك شهردار آنهم در كشور ايران حرفهاي بسيار قشنگي را آنهم با شور و حرارت خاصي ايراد كردند. ايشان با تأكيد بر لزوم تأمين نيازهاي مادي جامعه در كنار عدالت اجتماعي و استقلال سياسي، براي حفظ منافع نظام جمهوري اسلامي و در عين حال توجه به نيازهاي معنوي جامعه، شهرداري را به عنوان ارگاني كه نبايد فقط به ديده يك زباله جمع كن و يا چاله پركن نگريست، يك ارگان مديريت گر و ناظر بر امور شهري با حفظ سپردن كارها به خود مردم معرفي كردند. ايشان پژوهش را جزء لاينفك يك مديريت بهينه دانستند و لزوم انجام پژوهشهاي مشتري مدار و يا تقاضا مدار را ركن اصلي انجام تحقيقات عنوان كردند. شهردار تهران با بيان اينكه مديريت هاي فعلي كشور به صورت چالشي انجام مي شود و همه داراي تنش در رفتار و تصميم گيريهاي خود هستند، اينگونه مديريت را نكوهش كرده و بر لزوم آرامش و استفاده از تجربيات براي دستيابي به اهداف سند چشم انداز تأكيد نمودند.

ايشان با قاطعيت از تمام مديرانشان در شهرداري تهران تقاضا كردند و به گونه اي دستور دادند كه بايد شهر تهران ظرف مدت 5 سال بايد جزو 10 شهر بزرگ الكترونيكي دنيا شود. شهر هوشمن، شهر چابك، كوچك كردن تشكيلات،كار را به مردم سپردن و نظارت كردن و بالاخره تمركز زدايي در مديرت شهري را به عنوان مهمترين اهداف قابل دسترسي در 5 ساله آينده براي تهران دانستند.
سخنران بعدي كه در مورد سياستهاي كلي جايگاه مديريت شهري در ساختار سياسي مديريتي كشور صحبت كردند جناب اقاي نوبخت نماينده اسبق شوراي اسلامي و يكي از مشاوررين مجمع تشخيص مصلحت نظام بودند كه ساختارهاي سياسي و تشكيلاتي شهرها و مديريت شهري ار در داخل سند چشم انداز، برنامه چهارم و پنجم توسعه مورد بررسي قرار دادند.
از بعد از ظهر نيز جلسات و نشستهاي تخصصي برقرار بود.
بررسي سخنراني جناب شهردار
آنچه كه صحبتهاي جناب قاليباف را بسيار زيبا و هوشمندانه مي نماياند تأكيد ايشان بر نياز به پيشرفت هاي جديد براي مديريت شهري و استفاده بهينه از پژوهش و تحقيقات در جهت مديريت بهينه شهر تهران و با در نظر گرفتن رفاه شهروندان بود. اعتقادم بر اين است كه جناب شهردار حرفهايش را فقط از دهان مشاورانش نشنيده بود و تكرار نمي كرد بلكه مشكل را شناخته و را ه حل را هم پيدا كرده است ولي مشكل اينجاست كه ايشان هم مثل تمامي مديران دلسوزي كه مردم را هميشه آگاه مي پندارند، ايجاد يك شهر الكترونيك را در تهران در طراحي و مراحل اوليه سخت و پس از عملياتي شدن در سطح شهر ساده مي دانند، غافل از اينكه ورود به يك شهر الكترونيك ساز و كار اجتماعي و فرهنگ سازي مطلوب خود را طلب مي كند كه با ساده انگارانه برخورد كردن با آن فقط مشكلات شهر را زياد مي كند. حركتي تند و سريع به سمت مديريت الكترونيك شهر تهران قطعا روندي دهان پركن، سريع و قابل تأمل خواهد بود ولي كنترل بعد از آن و اجراي آن در بين قشر متوسط و فقير جامعه بسيار مشكل خواهد بود. عدم فرهنگ سازي در اين خصوص تناقضهاي بسياري را ايجاد مي كند. دقت بفرماييد هنوز عده زيادي از مردم كار با ATM را به غير از گرفتن پول قبول ندارند و حاضر نيستند به سيستم الكترونيك آنهم با مديريت ايراني اعتماد كنند. افراد بازنشسته بانكي را مي شناسم كه هنوز قبضهاي آب و برق خود را اگر مستقيم پرداخت نكنند دلشان آرام نمي گيرد. جناب اقاي قاليباف فرهنگ سازي شهر الكترونيك مهمتر از ورود به آن است.
حاشيه اي كه به اصل منتهي مي شود.
جشنواره به خوبي آغاز شد و تقريبا كار نشان مي داد كه مشكل خاصي نبايد تا آخر جشنواره به وجود بيايد ولي وقتي زمان ناهار نزديك شد ناگهان بر تعداد مهمانان به طور وحشتناكي اضافه شد. در دو طرف ساختمان همايشهاي برج ميلاد مكانهايي را براي سرو غذا آماده كرده بودند كه به نظر نمي رسيد مشكل خاصي به وجود آيد ولي حساب كنيد كه جشنواره اي كه خود حداقل 1500 نفر مهمان داشت و روز افتتاحيه هم بود ناگهان با مهمانان ناخوانده اي كه مربوط به همايش اصلاح الگوي مصرف بودند و آنهم نزديك به 2000 نفر مهمان داشت كه همگي را براي ناهار دعوت فرموده بودند چه اوضاعي مي شود.

تقريبا همه مديريت جشنواره را در اين امر مقصر مي دانستند و دوستان خيلي تعجب مي كردند كه سيد بزرگوار ما با آنهمه تجربه در اجراي همايشهاي مختلف و از جمله همايش سيستمهاي سطوح آبگير باران چگونه ممكن است با اين مشكل مواجه شود؟ البته اول قضيه، ما ايرانيها خصوصا، خيلي ناراحت مي شويم و عجولانه مي خواهيم همه را زير سوال ببريم و خود من هم از اين قضيه مستثني نبودم ولي وقتي باخود جناب مجابي صحبت كردم ديدم ايشان بسيار ناراحت بودند و ظاهرا مشكل عدم هماهنگي بين جشنواره و همايش اصلاح الگوي مصرف باعث اين مشكل شد.

از همه اينها بگذريم سيستم ناهار به صورت بدون كنترل بود و هيچگونه ژتوني در كار نبود و به همين دليل هر كس از راه مي رسيد مي توانست ناهار بخورد. مهمانان عزيز همايش اصلاح الگوي مصرف هم عده اي از خانمهاي محترم به همراه بچه هاي نوزاد تا 14، 15 ساله بودند كه فكر ميكنم تا به حال در هيچ كنفرانس و جشنواره اي كه ناهار مي داده اند شركت نكرده بودند و بيشتر فكر مي كردند كه ناهار نذري (البته از اين لينك سه خط آخرش را با دقت بيشتري بخوانيد) پخش مي كنند.

عكسهايي از اين تجمع نازيبا در هنگام ناهار گرفتم كه نشان دهم، جناب قاليباف عزيز، شركت كنندگان در همايش اصلاح الگوي مصرف قشر عادي جامعه كه اكثريت جامعه را هم تشكيل مي دادند، بودند. براي خوردن يك ناهار با همشهريان خود كنار نمي آمدند. با خود آقاي مجابي بوديم كه شنيديم كه يكي از خانمها كه براي ناهار آمده بود! و تازه بعد از ظهر همايش اصلاح الگوي مصرف شروع مي شد، به همراهشان فرمودند زنگي بزن به ماشين تا بريم!

جناب قاليباف فرهنگ ما ايرانيها مخصوص خودمان است. ما هنوز اگر جمعيتمان در يك تجمع بيش از 200 نفر شود براي خوردن غذا حتي در عروسيها و جشنهاي خصوصيمان هم مشكل پيدا مي كنيم. رسيدن به شهر الكترونيك خيلي خوب است ولي اميدوارم ورود به اين شهر مثل ورود به دنياي آپارتمان نشيني در كشور ايران نباشد كه هنوز هم فرهنگش پا نگرفته است. جناب قاليباف تحصيلكرده هاي ما هم با عصر اطلاعات و ساختار تفكر اطلاعاتي - ارتباطاتي مشكل دارند، ورود به شهر الكترونيك به اين سرعت با چه قيمتي؟

شديدا به اين موضوع اعتقاد دارم كه آنچه كه نمونه اش را در صبح امروز ديديم بارها و بارها در جمعهاي خصوصي خودمان هم براحتي ميبينيم. اين مشكل ماست كه نمي توانيم ديگران را ببينيم. ما فقط خود را مي بينيم وگرنه يك ناهار چه ارزشي دارد كه اين جمعيت به خاطر آن پا بر روي همه چيز بگذاريم. ولي براي سيد خيلي ناراحت شدم كلي حرص خورد.
خاتمه:
خيلي تند نوشتم يا نه؟ هنوز كم نوشتم. نبايد اينگونه نگاه مي كردم؟ بايد خودم هم راحت ناهار را مي خوردم و بي خيالش؟ در ضمن من آخر نفهميدم چه كسي نيت كرده بود كه حتما دو همايش آنهم بااين همه جمعيت در يك مجتمع برگزار گردد؟



