از فلوریدا تا یزد (کوشان مهران)

نوشته ای از کوشان مهران


از اورگلیدز فلوریدا تا بافق یزد، تشابه در دشواری های مدیریت زیستگاه و جمعیت پومای فلوریدا و یوز آسیایی

از اوایل قرن شانزدهم تا اوایل قرن نوزدهم که دولت اسپانیا ناگزیر به واگذاری (ایالت فلوریدا) به کشور نوپایه و رو به پیشرفت ایالات متحده گردید تغییر چندانی در سرزمین تالاب ها و آلیگاتورها ایجاد نشده بود. اسپانیایی ها نخستین اروپائیانی بودند که پا بر خاک این شبه جزیره زیبا نهادند. مناظر طبیعی این ناحیه آنگونه فریبنده و دلربا بود که فلوریدا یعنی جایگاه فلور ( گل ) نام گرفت.  در دوران جنگ های هفت ساله بریتانیا و فرانسه در قرن هیجدهم ، برای مدتی بریتانیا کنترل این ناحیه را از دست اسپانیا متحد فرانسه بدرآورد و در پایان جنگ به این استعمارگر فرتوت و رو به سقوط بازپس داد. در سال 1819 و به هنگام شورش های شدید در امریکای مرکزی و جنوبی  دولت اسپانیا ناچار به فروش فلوریدا به دولت نوپای ایالات متحده گردید. البته آمریکا به عنوان اینکه از هنگام جنگ های استقلال عده ای از آمریکایی تباران مقیم این ایالت از دولت اسپانیا زیان دیده و طلبکار می باشند به بهانه پاک کردن حساب این شهروندان ، دیناری به اسپانیا پرداخت ننمود.





ادامه نوشته

خبر خوش!


این دقیقا پیامکی است که همین الان محمد درویش عزیز برای من ارسال کرد.

خبر خوش: در پی تجمع دوستداران محیط زیست، عملیات تخریب باغ گیاهشناسی نوشهر متوقف شد. خدا راشکر همه چی به خوبی پیش رفت.


درود بر تمامی افرادی که برای حفظ آب و خاک و منابع طبیعی این کشور جانانه فعالیت و کوشش می کنند.

باز هم شهیدی دیگر از مجموعه محیط بانان

وقتی پرهام ها در خون می غلتند و پلنگها به دکلهای برق پناه می برند من به دنبال اثبات بالا بودن IQ خودم در بین مردم ایران می گردم. می خواهم ببینم آیا منهم جزو بالاترین های دنیا هستم. چون ضریب این مردم خیلی بالاست نه؟

وقتی پرهام ها  در خون می غلتند و پلنگها به دکلهای برق پناه می برند من به دنبال تصویب اعتبارات تکمیلی کمربندی نوشهر بعد از تمام اعتراضات انجام شده هستم.

وقتی پرهام ها  در خون می غلتند و پلنگها به دکلهای برق پناه می برند من به دنبال .......؟

مشکل من هستم. مشکل این کشور فقط من هستم.

در اینجا باز مجبورم فقط از خودم تشکر کنم. دایی جان ناپلئون وبلاگستان سبز نویس محیط زیستی در آخر به این نتیجه می رسد که از این به بعد فقط از خودش تشکر کند.



پی نوشت

در مورد بحث تصویب اعتبار برای کمربندی نوشهر، درویش عزیز تماسی با من گرفت و معتقد بود که اعلام این خبر الزاما تأیید ادامه تخریب باغ گیاهشناسی نیست. باید این شک را هنوز بر دل دایی جانیم داشته باشم که با خبرهایی که وجود دارد خیلی هم نمی توانم امیدوار باشم ولی ای کاش....

باشد که بزرگان پند گیرند!

ظاهرا سفر رییس جمهور محترم به مازندران برکات بسیاری خواهد داشت. قبلا که از دوستان شنیده بودیم که احداث کمربندی نوشهر از داخل باغ گیاه شناسی در دستور کار مصوبات سفرهای استانی ریاست جمهوری قرار خواهد گرفت و چشم تمامی افرادی که به آن اعتراض کرده اند کور! ... ببخشیدا...

الان هم که سبز پرس خبر شاد افزای دیگری را اعلام کرد و آن هم نشان از برکات بالای این سفرها دارد خصوصا برای محیط زیست و جنگلها و مراتع بدبخت و بیچاره. ملاحظه بفرمایید:

در حالی که کمتر از 48 ساعت تا سفر استانی دولت به استان مازندران زمان باقی مانده یک منبع آگاه در استانداری مازندران از احتمال بالای تصویب جاده میانکاله در لیست مصوبات استانی دولت در مازندران خبر داد .

بقیه خبر را هم که با مراجعه به خود سبز پرس ملاحظه بفرمایید.

مدتی بود گفتیم ننویسیم شاید این تفکرات دایی جان ناپلئونی ما از ما دور شود و برکات مصوبات دولت مخیله ما را هم در بر گیرد ولیکن افسوس که ما دایی جان تر شدیم و خوش بین و امیدوار نشدیم.

باز هم سعی می کنم. نمی کنم؟! ولی آدم بشو نیستم. هر آنچه می بینم منفی و ناجور است و همه اش هم .....

بی خیال آقا به امید روزی که آتش جنگل گلستان و دالخانی خاموش شوند و از وسط باغ گییاهشناسی نوشهر جاده نگذرد و  و و و و  دیگه نمی دانم همه امیدواریها با هم برای من دایی جان ناپلئون سبزنویس محیط زیستی.

حمايت از موج پنجم وبلاگستان

دوستان گرداننده سايت موج سبز (البت از نوع محيط زيستي) پيغام زير را برايم فرستاده بودند.

"تخریب باغ گیاهشناسی شهر نوشهر زنگ خطری است که از مدت ها پیش برای منابع طبیعی ایران به صدا در آمده است.این هشداری است که باید جدی گرفته شود.
از این رو وبلاگستان محیط زیست به مدت یک هفته وارد پنجمین موج زیست محیطی خود می شود تا با ارائه راهکارهایی سازنده حمایت خود را از داشته های طبیعی این مرز و بوم به همگان اعلام نماید.

درود بر شما که از این موج زیست محیطی حمایت می کنید..."

يكي دو تا عكس هم از اين عمليات متهورانه (يا شايد هم متهوعانه!) را در ذيل مشاهده مي فرماييد.

 عكسها از وبلاگ آواي محيط زيست برداشت شده است و در وبلاگهاي مهار بيابانزايي و ديده بان محيط زيست ايران هم عكسهاي تكميلي وجود دارد.

در اين رابطه گزارش سبز پرس را هم بخوانيد.

تازه ترین خبرها از ماجرای تجاوز به باغ اکولوژی نوشهر

آي حال كردم از اين خبر!

خبرهاي داغ داغ از نوشهر زيبا.

بشنويد آنچه را بايد مي شنيديد.

بخوانيد آنچه را كه بايد زودتر مي خوانديد.

بدو كه ارزونشون كردم و يارانه هم به اون تعلق ميگيره.

از اين به بعد هر چي يارانه نداشته باشه، نابودي جنگل و مرتع و طبيعت و حيوان بي زبان و محيط زيست بدبخت و بيچاره با پرداخت يارانه و حمايتهاي غير مردمي آماده نابوديه.

نبود؟!!!!

خودم برم نابود كنم، شما هم بياييد دنبالم؟

نه نيازي به رفتن ما نيست. خودش نابود ميشه! و يارانه هم به اون تعلق ميگيره.

مطالب خودفروختگان عالم سبز محيط زيستي وبلاگي را بخوانيد و شاد شويد. شاد شويد به خاطر ناراحتي آنان!

شاد شويد به خاطر حرص و جوش خوردنشان. لذت ببريد از اين همه برنامه ريزي و عمليات دقيق.

من كه لذت بردم! بعدي؟ نبود؟

من البته مي دونم از كي بايد تشكر كنم. ولي جرأتشو ندارم. ندارم آقا زوره؟ ندارم.

عدو شود سبب خير اگر خدا خواهد.

اين خبر را خوانده ايد؟

افتتاح زودهنگام یک پروژه دردسرساز شد.

"آبگیری سد کارون 4 بدون اتمام برخی زیرساخت‌های اولیه و ضروری و جایگزین، باعث اختلال در رفت‌و آمد مردم دو شهر شده و شرایط اقتصادی و زندگی آنها در معرض تهدید قرار داده است."
 
منظور اين خبر همان مسير شهر كرد به ايذه است. ولي به نظرمن حداقل اين عدوي سد باعث شده حداقل مدتي مردم از جاده اي كه مملو از زمين لغزشهاي خطرناك است و هر آن مي تواند جان عده اي را به خطر بياندازد ، رفت و آمد نكنند.
 
چه خبره!!!
 

فيلم: تصميم گيريهاي نابخردانه يا من دوست دارم اينجوري حال كنم.

مقدمه

يك سفر يك روزه و سريع به خرم آباد داشتم. بعد از ۱۸ سال باز هم با اتوبوس مسافرت كردم. مسيري كه روزگاري ۹ ساعت بود و الان به لطف اتوبوسهاي جديد و جاده هاي كمي استانداردتر به ۷ ساعت كاهش يافته است. هنوز در اتوبوسها بوي دل انگيز! پاي مسافراني كه در داخل اتوبوس با كفشهايشان قهر مي كنند به مشام مي رسد. هنوز آهنگهاي خوشگل مو شرابي، حالا ميگن همه، عروسك جون و .... كه با نوايي آرام در نيمه شب به گوش مسافران مي رسد دل بيابانهاي اطراف قم و گردنه هاي چالان چولان و زاغه را در مي نوردند. هنوز براي دستشويي رفتن در سوهان فروشيهاي نزديك قم بايد توالتهاي كثيف با آب شور را تحمل كرد. هنوز در عصر اطلاعات و وجود GPS اتوبوسها بايد سه چهارتا پاسگاه پليس را زيارت كنند و مهر تبرك آفرين يواش رفته ايد را دريافت كنند. مي توان گفت بعد از حدود 20 سال ساختارهاي اتوبوس سواري تغيير نكرده اند. ولي نه ديگر دود سيگار به مشام نمي رسد. در اتوبوسها مثل 50 سال قبل زماني كه تي بي تي و لوان تور و ميهن تورهاي اوليه بودند از مسافران پذيرايي مي شود فقط به جاي كانادادراي آب ميوه مي دهند.

اول صبح ساعت 7! خرم آباد، شمشير آباد

قلعه فلك الافلاك

البته شك ندارم كه از درختان اين سمت باشگاه افسران كم شده!

يك خبر جالب

از دوستان مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي شنيدم كه از 14 هكتار زمين باغ كشاورزي خرم آباد كه در اصل مقر يكي دو تا از مراكز كشاورزي و مهمانسراها و خانه هاي سازماني وزارت كشاورزي در شهر خرم آباد بوده است مقداري را به .... مقداري را به .... مقداري را به .... داده اند و خلاصه كم كم خود بچه هاي كشاورزي را از كل اين 14 هكتار بيرون مي كنند. اين قضيه تا آنجا بالا گرفته كه ظاهرا منجر به تعويض رييس مركز هم شده است. هنوز هم چالشها ادامه دارد و شايد رييس از جان گذشته ديگري هم به خاطر مقاومتش ميزش را از دست بدهد.

اين باغ 14 هكتاري در زير دماغه انتهايي سفيدكوه تنفس شهر را كنترل مي كرد. ولي حالا اين باغ به راحتي باغ كشاورزي گرگان كه در حال تقديم شدن به مسكن مهر مي باشد در حال نابودي كامل است.

وقتي انسان از نزديك فجايع را مي بيند.

راستي  يادتان هست كه محسن تيزهوش عزيز در مورد رودخانه خرم آباد و فعاليتهاي عمراني آن خبرهاي نابي را گزارش كرد؟ با چشمهاي خودم اين عظمت مهندسي و هيدرولوژي و به نوعي حتي آبخيزداري شهري را ديدم.

به نظر مي رسد كارها خوابيده.

حالا اصل كار كه حماقت بار است كه هيچ ولي ظاهرا در بهاري كه بارندگيهاي به نسبت خوبي را هم شاهد بوده ايم، اين گونه مسيل را رها كردن و وسايل را نصفه نيمه جمع كردن و خاكها و سنگريزه ها را به شكلي نامعقول در وسط مسير رها كردن آيا نمي تواند در سيلهاي ناگهاني عواقبي داشته باشد؟

در ضمن وقتي اين قسمتهاي ساخته شده را ديدم و در مقايسه مثلا با زاينده رود و كارهاي عمراني كناره آن در اصفهان مقايسه كردم فقط به يك نتيجه رسيدم: حماقتي بزرگ براي زيبايي و سعادت شهر!

اون ديواره كناري را ميبينيد. من در طول 15 ماه كه در خرم آباد بودم (سالهاي 71 و 72) دوبار شاهد بودم كه آب به لبه هاي آن كناره ها رسيد و حتي از روي پل نيز سرريز كرد. حال در آن مواقع اين بسترسازيها چه كمكي به مردم و شهر مي كند لطفا دوستان جواب دهند. البته آنهايي كه آگاهند و مطلع!

يك فعاليت مهندسي جالب ديگه

در مسير خرم آباد به الشتر كه داشتم به همراه دوست عزيزم جناب مهندس شاهكرمي به حوزه هنام مي رفتم متوجه يك فعاليت مهندسي ديگر شدم و آنهم طرح تعريض و جاده سازي مسير الشتر بود.

فكر مي كنم عكسهايي كه گرفته ام خود گوياي قضيه باشد ولي اضافه مي كنم كه اين مسير در دو سه قطعه بارها ساخته و رها شده است و بالاخره هم مهندسين عزيز و استاندار محترم كه عموما اين مسيرها را پيشنهاد مي داده اند! به نتيجه خاصي نرسيده اند ولي ظاهرا كارگاه به راه بود!

ترانشه جاده و تخريب آن مشخص است.

بهتر نبود در اينجا هم از مسئول امور آب اسبق استان استفاده  مي كردند! البته ظاهرا ايشان به استانداري منتقل شده اند!

تخريب دردوقسمت و هر دو بيهوده و غير قابل استفاده

يكي ديگه را هم ببينيد كه هنوز معلوم نيست اين تصميم آخر را هم ادامه بدهند يا خير؟

اين آخرين آپشن بوده ولي باز هم رها شده است.

 موخره:

يادم نرفته هنوز چند مورد جالب از سفر شمال مونده كه باشه براي بعد.

ارادتمند همه دوستان

استراتژي براي تخريب يا حماقتهاي باور نكردني؟

در مسير ۳۰۰۰  تنكابن رفتم كه ببينم تا كجا اسفالت شده و اوضاع جاده اي كه حداقل براي سبز نويسهاي محيط زيستي جاده خوشايندي نيست به كجا كشيده شده است كه چشمتان روز بد نبيند. زمين لغزشي ديدم ناز! ديدني، بايد دوستان متخصص انجمن زمين شناسي مهندسي را خبر كرد تا اين زمين لغزش زيبا! را براي انجمن بین المللي خود گزارش فرمايند.

زمين لغزشي كه كاملا بر اثر ترانشه جاده و عدم نصب ديوار حائل همراه با زهكش ايجاد شده است. عكس كاميونهاي در حال كار را هم در كنار تصوير آوردم تا مقياس خوبي براي تخمين عرصه لغزيده و جنگل همراه با آن داشته باشيد.

از اين تصاوير لذت ببريد و همراه با من از متصديان امر جاده سازي و مهندسين متبحر و غيرتمند ما و همچنين مسئولين عزيزي كه جز به فكر توسعه كشور نيستند تشكر كنيد.

تشكري به عظمت همين زمين لغزش!

اين اولشه، گوشه سمت راست را حال كنيد.

خب يواش يواش ميريم كه خيلي جا نخوريد و فكر نكنيد كه مهندسين عزيز ما و ما نوادگان كوروش كار بلد نيستيم!

بعدي را تحويل بگيريد! اون ته عكس اون كاميون خوشگل را داشته باشيد تا بعد.

اين باحاله نه؟

بدم عكس بعدي رو:

عمق خاك از دست رفته را داشته باشيد بد نيست.

يكي ديگه را هم منظور كنيد و رودخانه را هم مطمح نظر داشته باشيد:

اين يك كمي خوشگلتره

 يه چند تا دسر هم در كنار اين مهماني عظيم تخريب وجود داشت كه روستاييان و شايد بهتر باشد بگوييم شهرنشينان ويلاي روستا نشين به درختان عزيز حال داده بودند. يكي را ببينيد و بقيه پيش كش.

درختان قطع شده سبز سبزند. خورده چوپهاي جلويي فرع ماجراست.

 هنوز مونده باشه تا بعد.

توضيح واضحات:

بد نيست براي اينكه روشن شويد اينجا را هم ببينيد.

عدم مطالعات دقیق و اجرای نامناسب چه بلایی به سر ثروت این کشور می آورد؟

در سایت تابناک آمده بود :

رانش کوه، آزاد راه قزوین - رشت را مسدود کرد.

 به گزارش واحد مرکزی خبر، رئیس راهداری اداره کل راه و ترابری قزوین گفت: در پی بارندگی‌هـای چند روز اخیر به ویژه امروز، رانش کوه درکیلومتر 50 آزادراه قزوین ـ رشت باعث بسته شدن این آزادراه در مسیر قزوین - رشت شد.

واقعا خیلی جالبه که جاده اصلی قزوین - رشت تا به حال اینچنین موردی را ندیده (و یا اگر هم دیده من در عرض این ۴۰ سال زندگیم به خاطر ندارم) ولی آزاد راه جدید التأسیس که می بایستی بسیار حرفه ای تر و مدرنتر از جاده ۶۰ سال پیش ساخته شده باشد، عملا با اولین باران سنگین، به اصطلاح معروف زاییده است.

یکبار در یکی از کامنتهایم برای هومان عزیز عرض کردم که آزاد راه قزوین - رشت خصوصا در حوالی کوهین و آب ترش و بعد از آن در حدفاصل شیرین سو تا لوشان اصلا اجرای درستی نداشته و کناره های جاده در حالت معمولی هم لغزش پذیر هستند چه برسد به اینکه باران شدید هم بیاید. خیلی جالب است که ظرف دو ماه گذشته که این آزاد راه باز شده عملا دوبار به طور کامل مسدود شده است. حالا برف و کولاک را می پذیریم ولی آیا برای جلوگیری از لغزش زمین آنهم در جایی که این استعداد کاملا مشخص است نبایستی کاری در جهت جلوگیری از آن صورت می پذیرفته؟

کجا باید شکایت برد؟ چون مطمئنم که جناب بهبهانی الان عرض خواهند کرد که این طبیعی است که در اینچنین مسیری حداقل ظرف هر ماه ۲۰ بار زمین لغزش رخ دهد و جاده بسته شود. و یااینکه کلا این آزاد راه هم دست پخ دولتهای قبلی است و .....

خدا به داد تونلها برسد. هنوز صدای آنها درنیامده است.