مثل همیشه کوشان عزیز این وبلاگ را قرین منت خود قرار داده و از همان متنهای نابش برایم فرستاده. من که برای نوشتن تنبلی می کنم اینجوری کوشان باعث باشه میشه وبلاگ زودتر آپ شود. درود بیکران
... سه
شنبه غره شهر ربیع الثانی 1328 :
... آجودان حضور هم در فرح آباد بود و تفضیل شکار پلنگ شاه
را می کرد ، آجودان حضور می گفت پلنگ توی تله افتاده بوده است ، بعد تله را کنده
آمده بوده است به کوه سیاه غار . دو سه نفر از قرق چی ها را هم زخمی کرده بوده است
، شاه را برده بودند که بزند حیلی ترسیده بوده است ، از دور یک گلوله می اندازد و می
زند ولی نمی میرد . دو تیر چهارپاره هم مستوفی الممالک از دور انداخته بوده است و
بعد می افتد .
.... این داستان بر گرفته از روزنامه خاطرات غلامعلی خان عزیز
السلطان معروف است که نخستین شکار پلنگ آخرین پادشاه قجر سلطان احمد شاه قاجار را
شرح داده است . در سال 1327 احمد میرزای 12 ساله به دنبال عزل محمد علیشاه به
دنبال فتح تهران ، آخرین تاجدار قجر گردید .
نویسنده این خاطرات عزیز السلطان نور چشم ناصرالدین شاه نیز
بنابر رسم بزرگان آن روزگار دستی در نخجیرگری داشته است . پس از انتخاب تهران به
عنوان پایتخت دولت قاجار نواحی شرقی تهران قرق ویژه دربار ملوکانه گردید . در این
دوره بویژه دوران پادشاهی طولانی ناصرالدین شاه به خاطر علاقه وافر پادشاهان این
سلسله به شکار و فراهم بودن امکانات زندگی پرتجمل اشراف و شاهزادگان و وسایل آسایش آنان ، دوران رواج انواع تفریح و
شکار و گرمی بازار قوشدار باشی ها ، میرشکارها و تفنگدارباشی ها است .
در روزنامه خاطرات محمد حسن خان اعتماد السلطنه امده است :
...
یکشنبه 16 جمادی الثانی _ شاه امروز به قصد توقف یک شبه در
قصر فیروزه حرکت فرمودند ... بعد به جهت انداختن دوربین به عمارت بالای دوشان تپه
تشریف بردند ... شکاری دیدند و به آن طرف سوار شدند و راندند ... خواستم بخوابم که
شاه مرا بیدار کردند و خودشان فرمودند پلنگی شکار کردند ... معلوم شد به قصد
آرغالی ( قوچ ) بیچاره رفته بودند و پلنگ
موذی به دست آمده بود .( البته در آن روزگار رسم بر این بود که پس از شکار درنده
گانی چون پلنگ و خرس بدست ملوکانه ! اطرافیان می بایست مبلغی به عنوان نازشست
تقدیم حظور می نمودند و حتی به فرمانفرمایان ایالات هم این خبر خجسته تلگراف می
گردید و حکام باید پول نقد برای مخارج آبدارخانه مبارکه سلطان صاحبقران حواله می
نمودند ) .
البته این قبیل وقت گذرانی ها عاقبتی بهتر از موارد اشاره
شده در ذیل را به دنبال نداشت : ...
دوشنبه 6 رجب 1289 _ من صبح به سلطنت آباد رفتن ، بین راه
به موکب همایونی رسیدم که می تاختند و به طرف کوه می رفتند . معلوم شد که میل
همایونی و توجه خاطر مبارک بر این است که علی الاتصال سوار شوند و در کوه و بیابان
بتازند و به امر سلطنت نپردازند و پدر مردم را بسوزانند !!
دوشنبه 17 جمادی االثانیه 1298 : شاه بیرون آمد طلوزان حکیم
باشی عرض کرد که امروز دو خوشحالی دارم . یکی اینکه شما پلنگ شگار کردید ، دیگر
اینکه قشون فرانسه تونس را فتح کردند . هم تعریف کرده و هم ریشحند یعنی شما پلنگ صید گردید و ما مملکت .
باری کار مملکت به آنجا رسید که : ...
13 محرم 1307 قمری : ... سر شام خدمت شاه بودم .
عزیزالسلطان با خودشان شان می خوردند بی مقدمه عزیزالسلطان از شاه پرسید شما سرتسپ
اول زیادتر از سرباز دارید اگر جنگی واقع شود بخواهید قشونی به استرآبد ( گرگان )
بفرستید یکی می گوید پایم درد می کند یکی می گوید زنم ناخوش است شما چه خواهید کرد
. تعجب از هوش این پسر کردم که این طفل چطور معایب کار را فهمیده ، آفرین !
ناصرالدین شاه شکارچی و نقاش و شاعر و عکاس هنرمند پس از
چهل و نه سال و یکماه و سه روز سلطنت و شصت و هفت سال عمر ، در روز جمعه 17 ذیقعده
در سال 1313 هجری قمری در حرم حضرت عبدالعظیم ( ع ) به هنگام زیارت ، بدست میرزا
رضای کرمانی بضرب تپانچه مقتول گردید .
آخرین عکس شاه شهید از آخرین شکار ملوکانه در 3 روز پیش از
کشته شدن گرفته شده که دو قوچ هدف تیر مبارک قرار گرفتند .
... ای کشته کرا کشتی تا کشته شدی زار
پ.ن: (هم از کوشان مهران)
طبیعت ایران تافته جدا بافته با دیگر کشورها نبوده و نخواهد بود
در تمام جوامع انسانی گوشتخواران به عنوان رقیبی طعمه خوار و دشمن انسان و دام و منافع مادی می نگریسته می شدند.
در
آمریکای شمالی این شیوه تفکر منجر به نابودی شیرکوهی در شرق ایالات متحده
گردید و پس از تغییردیدگاه مدیران حیات وحش و فشار بر قانون گذاران برای
تغییر قوانین پرداخت جایزه و کله گرگی به شکارگران جایزه بگیر و تعمال شدید
قانون توانستند از ریشه کن شدن پوما در ایالات غربی پیشگیری نمایند.
پس
از اعمال قانون و ایجاد ثبات در زیستگاه و جمعیت کار به آموزش همگانی و
اطلاع رسانی توسط رسانه های عمومی و گروه های دوستدار طبیعت رسید.
در
آمریکا نیز چون ایران گله داران و دامداران اگر نگوییم همگی، یبلکه بسیاری
به هیچ روی با برنامه های حفاظت از گوشتخوارانی چون گرگ و شیرکوهی موافق
نبوده و همواره با طعمه های مسموم و تله گذاری و تیراندازی مخفیانه سعی در
نابودی این گونه ها را داشته ولی هیچگاه این تصمیمات را در شرایط کنونی
علنی و آشکار نمی نمایند.
در ایران گام نخستین باید اعمال قانون،
خوب و یا بد، و حفاظت و پشتیبانی از مجریان قانون باشد، دیگر زمانی برای
نقش مار بر دیوار کشیدن باقی نمانده است، بهتر است فراموش ننماییم که
بدترین قانون اگر درست اجرا شود به مراتب بهتر از بهترین قانون است که
هیچگاه اجرا نگردد!