کار را که کرد، آنکه تمام کرد (کوشان مهران)

باز هم کوشان عزیز با ارسال نوشته های جالب و گزنده و در عین حال کمی ناامید کننده اش این دایی جان ناپلئون سبز نویس محیط زیستی را پاسخی داده و در جواب بحث کمک یارانه ای هنرمندان به محیط زیست مطلبی را ارسال کرده است. بدون کم و کاست و این دفعه بدون سانسور! بر روی وبلاگ می گذارم. باز هم از وی تشکر می کنم.



صندوق حفاظت از حیات وحش کامبریا(http://www.cumbriawildlifetrust.org.uk/) برای خرید زیستگاه Eycot hill تا پایان سال 2014 به مبلغ 968000 پوند نیاز مبرم دارد وگرنه با پایان مهلت این قطعه ملک خصوصی به دیگر متقاضیان برای کاربرد های اقتصادی و یا گردشگری واگذار می گردد.

این زیستگاه از چراگاهی مرتفع با بستری از سنگ های آتشفشانی در کنار جگنزاری تالابی تشکیل شده و دربردارنده گونه هایی همچون چکاوک آسمانی ، پیپت و جغد گوش کوتاه می باشد. شاید در نگاه نخست این زیستگاه قطعه زمینی بایر و فاقد گونه های جانوری بزرگ جثه همچون گوزن و یا پوشش جنگلی چشمگیری باشد ولی در جزیره بریتانیا و بویژه انگلستان یافتن اینگونه زیستگاه های نسبتا بکر و بدور از دست اندازی صنایع آلاینده و کشاورزی متمرکز روز به روز دشوار تر می باشد.


ادامه نوشته

از فلوریدا تا یزد (کوشان مهران)

نوشته ای از کوشان مهران


از اورگلیدز فلوریدا تا بافق یزد، تشابه در دشواری های مدیریت زیستگاه و جمعیت پومای فلوریدا و یوز آسیایی

از اوایل قرن شانزدهم تا اوایل قرن نوزدهم که دولت اسپانیا ناگزیر به واگذاری (ایالت فلوریدا) به کشور نوپایه و رو به پیشرفت ایالات متحده گردید تغییر چندانی در سرزمین تالاب ها و آلیگاتورها ایجاد نشده بود. اسپانیایی ها نخستین اروپائیانی بودند که پا بر خاک این شبه جزیره زیبا نهادند. مناظر طبیعی این ناحیه آنگونه فریبنده و دلربا بود که فلوریدا یعنی جایگاه فلور ( گل ) نام گرفت.  در دوران جنگ های هفت ساله بریتانیا و فرانسه در قرن هیجدهم ، برای مدتی بریتانیا کنترل این ناحیه را از دست اسپانیا متحد فرانسه بدرآورد و در پایان جنگ به این استعمارگر فرتوت و رو به سقوط بازپس داد. در سال 1819 و به هنگام شورش های شدید در امریکای مرکزی و جنوبی  دولت اسپانیا ناچار به فروش فلوریدا به دولت نوپای ایالات متحده گردید. البته آمریکا به عنوان اینکه از هنگام جنگ های استقلال عده ای از آمریکایی تباران مقیم این ایالت از دولت اسپانیا زیان دیده و طلبکار می باشند به بهانه پاک کردن حساب این شهروندان ، دیناری به اسپانیا پرداخت ننمود.





ادامه نوشته

آقای رییس جمهور! لطفاً یارانه‌ ما را خرج محیط زیست کنید (محمد درویش)

این مطلب را امروز بر روی وبلاگ مهار بیابانزایی دیدم. امیدوارم کمپینی پر عضو باشد ولی هنوز برای پلنگها و یوزپلنگها ناراحت، عصبانی و نگرانم.


آقای رییس جمهور! لطفاً یارانه‌ ما را خرج محیط زیست کنید

گروهی از فرزانگان این دیار چون فرهاد توحیدی، رضا کیانیان، پرویز پورحسینی، رخشان بنی اعتماد، فریدون عموزاده خلیلی، ماشاالله شمس‌الواعظین، داریوش مهرجویی، رؤیا تیموریان، همایون شجریان، پگاه آهنگرانی، فاطمه راکعی، لیلی گلستان، علی میرزاخانی، فرزانه طاهری، احمد پورنجاتی، بابک احمدی و ... تصمیم گرفته‌اند تا برای جبران بخشی از هزینه‌های ترمیم خراش‌های وارد بر پیکر طبیعتی که دوستش داریم، یارانه‌های نقدی و ماهانه‌ی خود را روانه‌ی صندوقی کنند که اندوخته‌هایش صرفاً برای حفاظت از محیط زیست ایران مصرف می‌شود.

    ضمن درخواست پیوستن به این پویش (کمپین) شورانگیز در نجات طبیعت ایران - که نشان از آگاهی و مسئولیت اجتماعی امضاءکنندگان این بیانیه دارد - لطفاً در صورت موافقت با مفاد این بیانیه، نام و نشان و ایمیل خود را در ذیل همین یادداشت مرقوم فرمایید و خبرش را با دوستانی که بیشتر دوستشان دارید، به اشتراک نهید.

از پویش نجات طبیعت ایران حمایت کنیم ...

به نام خالق زندگی و زیبایی

  «همه‌جای ایران سرای ماست» این گفته علاوه بر احساس تعلق به یک سرزمین، به معنای تاثیر هر رخدادی در هر گوشه آن در زندگی و آینده تک تک ما و نسل‌های آینده است. دریاچه ارومیه فقط متعلق به اهالی اورمیه نیست و تاثیر نابودی آن و پیامدهای فاجعه‌بارش در زندگی نه تنها تمام ایرانیان، که در بوم‌زیست زمین انکارناپذیر است. از بین رفتن جنگل‌ها، خشک شدن زاینده‌رود، بحران رود کارون، وضعیت ناگوار اقلیم خوزستان به‌ویژه آب و هوای اهواز و برخی استان‌های مرزی و غربی کشور همچون ایلام، بحران دریاچه هامون، آلودگی مرگبار هوای تهران، اصفهان، اراک و دیگر شهرهای بزرگ و... نه تنها نتیجه تغییرات آب و هوایی کره زمین و بی‌اعتنایی ما مردم به محیط زیست، که به ویژه پیامد طرح‌های نسنجیده دولت‌ها است.

    وضعیت محیط زیست کشور، بنا بر گزارش نهادهای دولتی و مدنی، به مرز فاجعه رسیده و دیری است که زنگ خطر در حوزه‌های گوناگون آن به صدا درآمده است. نه فقط در ایران که در تمام جهان، مشارکت مردمی در اموری چون جلوگیری از تخریب محیط زیست و فجایع ناشی از آن امری است رایج و حتا واجب. بی‌تردید نهادهای دولتی نیز وظیفه دارند که با تمام امکانات خود به یاری حرکت‌های مدنی بیایند و از آن‌ها به طرق گوناگون در نیل به اهداف‌شان حمایت کنند.

    درنگ جایز نیست. هر تاخیری در مبارزه با بحران زیست‌محیطی زیان‌های جبران‌ناپذیر و ماندگار بر پیکر سرزمین‌مان بر جای خواهد گذاشت. بیایید دست در دست هم بگذاریم و در عمل باورمان را به شعار همه‌جای ایران سرای ماست جامه عمل بپوشانیم.

    ما امضاکنندگان - فعالان عرصه فرهنگ و هنر - با درک این وضعیت بحرانی از مدتی پیش نگرانی جدی خویش و ضرورت اقدامات فوری را برای پیشبرد هدف‌های کوتاه‌مدت و درازمدت در حوزه فضای زیست سرزمین خود با مسوولان این حوزه درمیان گذاشته‌ایم.

    اینک از تک تک شما هموطنان به‌ویژه از چهره‌های موجه و مورد احترام مردم و تشکل‌های مردم‌نهاد صنفی و اجتماعی می‌خواهیم از این فراخوان حمایت کنید. پیشنهاد ما این است که در گام اول یارانه‌مان را که حق همه ما شهروندان ایرانی است به پیشبرد این هدف اختصاص دهیم.

    گزارش برنامه‌ها و روند و شیوه مصرف کمک‌های شما با بهره‌گیری از نظر و نظارت کارشناسان معتمد و سازمان‌های مردم‌نهاد و مدنی به صورت شفاف به آگاهی همگان خواهد رسید.

    در بیانیه بعد ساز و کار اجرایی این پیشنهاد را پس از پاسخ مسوولان به آگاهی شما خواهیم رساند.

    رونوشت: سرکار خانم ابتکار، معاون محترم رییس‌جمهور و رییس سازمان حفاظت محیط زیست

    گفتنی است کمیته هماهنگی این کمپین شامل احمد پورنجاتی - مرتضی کاظمی - علی مرادخانی - فرهاد توحیدی - منیژه حکمت-علی میرزاخانی - فرزانه طاهری - فریبا ابتهاج - فریدون عموزاده خلیلی - ماشاءلله شمس الواعظین - علی سرتیپی - مصطفی خرقه پوش - پگاه آهنگرانی - کامبیز نوروزی - همایون شجریان - رضا عطاران - خشایاردیهیمی - پوریا عالمی - بهرنگ تنکابنی - فاطمه راکعی و داریوش مهرجویی می‌شوند.


اصل مطلب را در اینجا بخوانید


هر دم از این باغ ماجرا کاملتر می شود.

حقیقتش حرفی برای گفتن ندارم. چون آنقدر گفته ایم که احساس می کنم کم کم داره به کمدی تبدیل میشه.


مرگ پنجمین پلنگ:

پس از آنکه ماه گذشته با پلنگ کشیِ کم سابقه به انتها رسید، اکنون خبر می‌رسد که هفته نخست دی‌ماه به پایان نرسیده، یک قلاده پلنگ دیگر تلف شده است؛ اتفاقی که با سکوت عجیب سازمان محیط زیست همراه شده است.

به گزارش «تابناک»، حوالی ساعت ۲۲ چهارشنبه، در حالی که یک پلنگ ماده و دو توله‌اش در قصد عبور از عرض جاده گچساران به دیل (محدوده دشتک) در منطقه حفاظت شده را داشتند، تصادفی رقم خورد که بر اثر آن یک توله پلنگ ماده کشته شد.

جوانانی که تصادف کرده بودند، ایستادند و به محیط بانی زنگ زدند

به گزارش دیده‌بان محیط زیست و حیات وحش ایران، سرنشینان خودرو که سه جوان بودند پس از برخورد با پلنگ، توقف نموده و موضوع را به اداره محیط زیست گزارش می‌دهند.

راننده خودرو در توضیح ماجرا به ماموران گفت: یک پلنگ بالغ و دو توله در حال عبور از عرض جاده بودند و ما با توله دوم که کمی عقب‌تر حرکت می‌کرد برخورد کردیم. زمانی که از ماشین پیاده شدیم، پلنگ مادر برگشت و به سمت توله‌اش آمد ولی با دیدن ما فرار کرد.

فرمانده یگان محیط زیست کهگیلویه و بویراحمد نیز در این باره گفت: با حضور نیروهای یگان محیط زیست در محل، توله پلنگ مصدوم که بیهوش شده بود به پاسگاه سرمحیط بانی دیل منتقل می‌شود.

جمشید عبدی‌پور افزود: طی هماهنگی اداره محیط زیست گچساران، توله پلنگ هشت ماهه با حضور دامپزشک تحت درمان قرار گرفته و صبح پنج شنبه حدود ساعت ۶ به هوش آمد و همه منتظر می‌شوند تا از سلامت کامل آن اطمینان حاصل کرده و در همان محل برخورد رهایش کنند.


در شرایطی که توله پلنگ به هوش آمده، شروع به غرش کرده و حالت تهاجمی از خود نشان می‌دهد و حتی تصمیم گرفته می‌شود که پس از تاریک شدن هوا و خلوت شدن منطقه در ارتفاعات محل برخورد با خودرو رهاسازی شود، دستوری می‌رسد که محیط بانان را مجبور به انتقال پلنگ به چند صد کیلومتر آنسوتر می‌کند!

فرمانده یگان محیط زیست کهگیلویه و بویراحمد در این باره به دیده‌بان گفت: بعد از ظهر پنج شنبه، طی دستوری از سازمان مرکزی محیط زیست اعلام شد که توله پلنگ باید جهت درمان به پردیسان تهران فرستاده شود. نهایتا ساعت ۱۷ امروز، زمانی که در حال انتقال حیوان به یاسوج بودیم تا از آنجا به تهران منتقل شود، توله پلنگ در بین راه تلف شد.

وی با ابراز تاسف از اتفاق روی داده، درباره علت مرگ حیوان گفت: به احتمال فراوان مرگ پلنگ به دلیل خونریزی داخلی ناشی از برخورد با خودرو بوده است.

هدایت‌اله دیده‌بان، مسئول منطقه حفاظت شده خائیز نیز در این باره گفت: از مرگ توله پلنگ بی نهایت متاثر شدیم. ما نهایت تلاشمان را برای نجات این ماده پلنگ جوان انجام دادیم ولی متاسفانه موفق به حفظ آن نشدیم.

مرگ یک قلاده پلنگ دیگر در کمتر از سی روز
مرگ پنجمین پلنگ در کمتر از سی روز و سکوت مسئولان

بدین ترتیب با مرگ این پلنگ جوان باید گفت که در زمانی کوتاه تر از ۳۰ روز، پنجمین پلنگ ایرانی نیز در منطقه‌ای متفاوت، با گستره خاک کشورمان بدرود حیات گفت.

این درحالی‌ست که مسئولان سازمان حفاظت محیط زیست و ریاست این سازمان به عنوان تنها ارگان متولی حفاظت از حیات وحش، به خصوص گونه‌های نادر و در معرض انقراض کشور، نه تنها هیچ طرح و برنامه ای برای پیشگیری از تکرار این وقایع ارائه نکرده‌اند، بلکه حتی زحمت یک اظهار نظر و یک ابراز تاسف ساده را نیز به خود نداده‌اند.


اصل مطلب را از اینجا بخوانید

اخبار تکمیلی ۱

اخبار تکمیلی ۲



اولین شکار، آخرین شکار(متن از کوشان مهران)

مثل همیشه کوشان عزیز این وبلاگ را قرین منت خود قرار داده و از همان متنهای نابش برایم فرستاده. من که برای نوشتن تنبلی می کنم اینجوری کوشان باعث باشه میشه وبلاگ زودتر آپ شود. درود بیکران


... سه شنبه غره شهر ربیع الثانی 1328 :

... آجودان حضور هم در فرح آباد بود و تفضیل شکار پلنگ شاه را می کرد ، آجودان حضور می گفت پلنگ توی تله افتاده بوده است ، بعد تله را کنده آمده بوده است به کوه سیاه غار . دو سه نفر از قرق چی ها را هم زخمی کرده بوده است ، شاه را برده بودند که بزند حیلی ترسیده بوده است ، از دور یک گلوله می اندازد و می زند ولی نمی میرد . دو تیر چهارپاره هم مستوفی الممالک از دور انداخته بوده است و بعد می افتد .

.... این داستان بر گرفته از روزنامه خاطرات غلامعلی خان عزیز السلطان معروف است که نخستین شکار پلنگ آخرین پادشاه قجر سلطان احمد شاه قاجار را شرح داده است . در سال 1327 احمد میرزای 12 ساله به دنبال عزل محمد علیشاه به دنبال فتح تهران ، آخرین تاجدار قجر گردید .

نویسنده این خاطرات عزیز السلطان نور چشم ناصرالدین شاه نیز بنابر رسم بزرگان آن روزگار دستی در نخجیرگری داشته است . پس از انتخاب تهران به عنوان پایتخت دولت قاجار نواحی شرقی تهران قرق ویژه دربار ملوکانه گردید . در این دوره بویژه دوران پادشاهی طولانی ناصرالدین شاه به خاطر علاقه وافر پادشاهان این سلسله به شکار و فراهم بودن امکانات زندگی پرتجمل اشراف و شاهزادگان  و وسایل آسایش آنان ، دوران رواج انواع تفریح و شکار و گرمی بازار قوشدار باشی ها ، میرشکارها و تفنگدارباشی ها است .

در روزنامه خاطرات محمد حسن خان اعتماد السلطنه امده است : ...

یکشنبه 16 جمادی الثانی _ شاه امروز به قصد توقف یک شبه در قصر فیروزه حرکت فرمودند ... بعد به جهت انداختن دوربین به عمارت بالای دوشان تپه تشریف بردند ... شکاری دیدند و به آن طرف سوار شدند و راندند ... خواستم بخوابم که شاه مرا بیدار کردند و خودشان فرمودند پلنگی شکار کردند ... معلوم شد به قصد آرغالی  ( قوچ ) بیچاره رفته بودند و پلنگ موذی به دست آمده بود .( البته در آن روزگار رسم بر این بود که پس از شکار درنده گانی چون پلنگ و خرس بدست ملوکانه ! اطرافیان می بایست مبلغی به عنوان نازشست تقدیم حظور می نمودند و حتی به فرمانفرمایان ایالات هم این خبر خجسته تلگراف می گردید و حکام باید پول نقد برای مخارج آبدارخانه مبارکه سلطان صاحبقران حواله می نمودند ) .

البته این قبیل وقت گذرانی ها عاقبتی بهتر از موارد اشاره شده در ذیل را به دنبال نداشت : ...

دوشنبه 6 رجب 1289 _ من صبح به سلطنت آباد رفتن ، بین راه به موکب همایونی رسیدم که می تاختند و به طرف کوه می رفتند . معلوم شد که میل همایونی و توجه خاطر مبارک بر این است که علی الاتصال سوار شوند و در کوه و بیابان بتازند و به امر سلطنت نپردازند و پدر مردم را بسوزانند !!

دوشنبه 17 جمادی االثانیه 1298 : شاه بیرون آمد طلوزان حکیم باشی عرض کرد که امروز دو خوشحالی دارم . یکی اینکه شما پلنگ شگار کردید ، دیگر اینکه قشون فرانسه تونس را فتح کردند . هم تعریف کرده و هم ریشحند  یعنی شما پلنگ صید گردید و ما مملکت .

باری کار مملکت به آنجا رسید که : ...

13 محرم 1307 قمری : ... سر شام خدمت شاه بودم . عزیزالسلطان با خودشان شان می خوردند بی مقدمه عزیزالسلطان از شاه پرسید شما سرتسپ اول زیادتر از سرباز دارید اگر جنگی واقع شود بخواهید قشونی به استرآبد ( گرگان ) بفرستید یکی می گوید پایم درد می کند یکی می گوید زنم ناخوش است شما چه خواهید کرد . تعجب از هوش این پسر کردم که این طفل چطور معایب کار را فهمیده ، آفرین !


ناصرالدین شاه شکارچی و نقاش و شاعر و عکاس هنرمند پس از چهل و نه سال و یکماه و سه روز سلطنت و شصت و هفت سال عمر ، در روز جمعه 17 ذیقعده در سال 1313 هجری قمری در حرم حضرت عبدالعظیم ( ع ) به هنگام زیارت ، بدست میرزا رضای کرمانی بضرب تپانچه مقتول گردید .

آخرین عکس شاه شهید از آخرین شکار ملوکانه در 3 روز پیش از کشته شدن گرفته شده که دو قوچ هدف تیر مبارک قرار گرفتند .

... ای کشته کرا کشتی تا کشته شدی زار


پ.ن: (هم از کوشان مهران)

طبیعت ایران تافته جدا بافته با دیگر کشورها نبوده و نخواهد بود

در تمام جوامع انسانی گوشتخواران به عنوان رقیبی طعمه خوار و دشمن انسان و دام و منافع مادی می نگریسته می شدند.

در آمریکای شمالی این شیوه تفکر منجر به نابودی شیرکوهی در شرق ایالات متحده گردید و پس از تغییردیدگاه مدیران حیات وحش و فشار بر قانون گذاران برای تغییر قوانین پرداخت جایزه و کله گرگی به شکارگران جایزه بگیر و تعمال شدید قانون توانستند از ریشه کن شدن پوما در ایالات غربی پیشگیری نمایند.

پس از اعمال قانون و ایجاد ثبات در زیستگاه و جمعیت کار به آموزش همگانی و اطلاع رسانی توسط رسانه های عمومی و گروه های دوستدار طبیعت رسید.

در آمریکا نیز چون ایران گله داران و دامداران اگر نگوییم همگی، یبلکه بسیاری به هیچ روی با برنامه های حفاظت از گوشتخوارانی چون گرگ و شیرکوهی موافق نبوده و همواره با طعمه های مسموم و تله گذاری و تیراندازی مخفیانه سعی در نابودی این گونه ها را داشته ولی هیچگاه این تصمیمات را در شرایط کنونی علنی و آشکار نمی نمایند.

در ایران گام نخستین باید اعمال قانون، خوب و یا بد، و حفاظت و پشتیبانی از مجریان قانون باشد، دیگر زمانی برای نقش مار بر دیوار کشیدن باقی نمانده است، بهتر است فراموش ننماییم که بدترین قانون اگر درست اجرا شود به مراتب بهتر از بهترین قانون است که هیچگاه اجرا نگردد!