دوازدهمین جنگلبانی که در خون خود غلطید! (هومان خاکپور)

چگونه می توان به این راحتی جان انسانی را گرفت؟


منبع: دیدبان طبیعت بختیاری

پنج‌شنبه – ۲۸ دی‌ماه ۱۳۹۱ – دوازدهمین جنگلبان سلحشور  از دیار خراسان در راه پاسداری و حراست از جنگل‌های وطن در منطقه تنگه‌زار شهرستان بجنورد، با ضربات چاقوی متجاوزین بی‌اخلاق در خون خود غلتید و رفت.

رضا ارغوان

     ماجرا از این قرار است که؛ رضا ارغوان جنگلبان شجاع و جوان منابع طبیعی بجنورد خراسان شمالی، روز پنج‌شنبه گذشته در حین گشت‌زنی در حوزه استحفاظی‌اش در منطقه جنگلی تنگه‌زار شهرستان بجنورد، مورد حمله متجاوزین و متصرفان ناشناسی قرار گرفته و در حالی‌که دست‌ها و پاهایش با طناب بسته شده بود با ضربات پی‌در‌پی چاقو به شکل بسیار فجیعی به قتل رسیده است!

     رضا ارغوان ۲۶ ساله، دوازدهمین شهید طبیعت کشور است که به‌همراه ۵۰۷ مجروح و جانباز دیگر منابع طبیعی تنها به جرم پاسداری و صیانت از اندوخته‌های طبیعی وطن و حفاظت از جنگل‌های رنجور و زخم‌خورده کشور، در خون خود غلطیدند و جامعه منابع طبیعی کشور را داغدار کردند!

     بدون‌شک عدم توجه به لکنت‌‌های موجود در حوزه‌‌های اجتماعی و قانون‌گذاری و قضایی، و همچنین ناتوانی یگان‌‌های حفاظتی سازمان جنگل‌‌ها و مراتع کشور از حیث تجهیزات و امکانات سخت‌افزاری برای پاسداری از رویشگاه‌های جنگلی و طبیعی کشور، روند در خون غلطیدن و یا به‌خطر افتادن جان جنگلبانان را شتابناک‌تر کرده و ناباوران جنگلبانی و محیطبانی را به مشاغل پرخطر در کشور بدل ساخته است.

     انتظار است در تمامی‌سطوح ملی و منطقه‌ای و با بهره‌گیری از تمامی‌ظرفیت‌های فرهنگی مانند رسانه ملی و تریبون‌های مذهبی و سیاسی برای دوستی جوامع محلی‌مان با طبیعت، مسئولانه تلاش کنیم و با لحاظ ملاحظات محیط‌زیستی در برنامه‌های مدیریتی‌مان، قانون‌گریزی و طبیعت‌ستیزی را در عزمی‌ملی مهار کنیم تا این‌گونه شاهد در خون غلطیدن پاسداران طبیعت وطن به‌دست متجاوزان و زیاده‌خواهان نباشیم.

     و همین‌طور انتظار می‌رود دستگاه‌های انتظامی‌و قضایی منطقه برای بازدارندگی بیشتر و برهم‌زدن امنیت متجاوزان به جنگل‌ها، سخت‌تر و با سرعت بیشتر برای شناسایی و برخورد قضایی با قاتلان اقدام کنند.

     و آخر اینکه بایستی توجه به منابع انسانی سازمان جنگل‌ها در سراسر کشور که همواره برای انجام وظایف و مأموریت‌های پرخطر خود در زمینه حفاظت از عرصه‌های طبیعی با تهدیدهای جانی مضاعفی مواجه هستند، در دستور کار تصمیم ‌گیران ارشد اجرایی و همچنین نمایندگان مجلس شورای اسلامی‌قرار گرفته و زمینه اجرای قوانین مربوط به متناسب‌سازی حقوق کارکنان منابع طبیعی با سختی کار و مخاطرات انجام وظایف حاکمیتی آن‌ها را که در اسناد بالادستی مورد تأکید قرار گرفته اما متأسفانه اجرای آن قوانین تاکنون معطل مانده است، مهیا شود.

     یقینا” اجرای این قوانین معطل مانده و همچنین تشکیل صندوق مردمی‌حمایت از طبیعت کشور که به همت تعدای از فعالان محیط زیست کشور در حال تشکیل است، برای حمایت از خانواده‌های جنگلبانان و محیطبانانی که این‌گونه جان خود را در راه پاسداری از منابع طبیعی و حیات‌وحش کشور از دست می‌دهند، بسیار ضروری به‌نظر می‌رسد.


در همین زمینه:

پیام نگران کننده قتل یک جنگلبان

باز هم پدیده ای دیگر از این فلات ایران نشینان پرمدعا

مأخذ: تابناک

شهادت یک محیط بان همزمان با افطار

عبدالله یاری رئیس منطقه لشگردر ملایر شب گذشته همزمان با لحظات ملکوتی افطار در درگیری با متخلفان مسلح به شهادت رسیده است.


به گزارش خبرنگار«زیست بوم»، در نتیجه تیراندازی شکارچیان متخلف این محیط بان در ابتدا زخمی شده و پیش از رسیدن به بیمارستان بر اثر شدت جراحات به شهادت رسیده است.

سه نفر متخلف مظنون این حادثه دستگیر شده اند.

منطقه حفاظت شده لشگردر با وسعت ۱۶ هزار هکتار و با ارتفاع ۲۷۵۸ متر از سطح دریا در استان همدان واقع شده و به لحاظ طبیعت مساعد از نظر آب، پوشش گیاهی و شرایط اقلیمی زیستگاه مناسبی برای جانوران و پرندگان بوده است.

منطقه لشگردر درشرق و جنوب شرقی شهر ملایر و در ۹۰ کیلومتری شهر همدان با مساحتی بالغ بر ۲۴۳۲۶ هکتار است.


در همین رابطه اینجا را مطالعه فرمایید.

اندر احوالات باغ گیاهشناسی نوشهر و شوخیهای اشکار بابا

دوست عزیزم اشکار یا همان کوشان مهران نازنین در خصوص وضعیت گذشته و حال و آینده باغ گیاهشناسی نوشهر هجونامه ای کوتاه نوشته که خواندنش خالی از لطف نیست. بر اساس ادعای نویسنده ایشان اعتراف کرده اند که قصد توهین به شخصی را نداشته اند و فقط می خواسته اند حال ما مدافعین منابع طبیعی را بگیرند. بخوانیم ببینیم چه گفته اند:

شاغلام آبادانی،مدافع واقعی باغ گیاهشناسی نوشهر


.... این داستان واقعی نیست ولی با حوادث روی داده در نوشهر ، این نوشتار را هر چند سخیف می باشد واژه به واژه حقیقی تلقی نمایید .

.... در یکی از روز های پنجشنبه سال پلنگ !! که باغ گیاه شناسی تعطیل است از خروس خوان بامداد تعداد زیادی لودر و کامیون به همراه تعدادی اشخاص معلوم الحال به دیوار های باغ نزدیک می شوند . پس از مدتی نگهبان انتظامات با صدای مهیب سرنگون شدن دیوار و غرش لودر و عربده اوباش مهاجم از خواب ناز می پرد و پس از مالیدن چشم و پوشیدن شلوار بر روی پیژامه تازه می بیند که ... هی بابام هی ! گاو و گوساله دوپا است که عربده زنان به دنبال لودر ها در باغ ریخته اند . ده ! اینکه جناب آقای دکتر پهن بارکنیان است که با آن قد کوتوله و شکم گرد و قلنبه اوباش چوب بدست را بسوی باغ ژاپنی هدایت می کند !!...  ده یالله بچه ها اینجا رو تا مادر ....دیگه ایی  نیومده دورشو سیم بکشید !!

ادامه مطلب

ادامه نوشته

رمزگشایی از پرونده محیط‌بان پس از 3سال اطلاع‌رسانی غلط سازمان محیط زیست، خبری از همشهری

محیط زیست > تشکل‌ها  - گروه محیط‌زیست- اسد افلاکی:
فردی که شهریور ماه 86 در منطقه حفاظت شده دنا به‌دست یک محیط‌بان به‌قتل رسیده نه یک شکارچی متخلف بوده و نه جزو اشرار؛ او پیشینه شکار نداشته و حتی هنگام وقوع فاجعه، مسلح نبوده است.

بر اساس گزارش‌های دریافتی همشهری، مقتول (مجتبی رضایی) 22ساله که به همراه چند شکارچی وارد طبیعت شده بود، درحالی‌که دوربین عکاسی بر گردنش آویخته بود با شلیک اسعد تقی‌زاده، یکی از محیط‌بانان دنا، جان سپرده؛ این حقیقتی است که طی 3سال و اندی که از ماجرا می‌گذارد همواره کتمان شده، تا آنجا که بسیاری ازطرفداران محیط‌زیست، با این تصور غلط که مقتول، شکارچی متخلفی بوده که به‌سوی محیط‌بانان شلیک کرده و محیط‌بان دربند، ناگزیر وی را هدف قرار داده است، با گردهمایی، مصاحبه و صدور بیانیه، خواستار دخالت مسئولان قوه‌قضاییه در حکم صادره شده‌اند؛ موضع‌گیری‌هایی که باعث جریحه‌دارشدن احساسات خانواده مقتول شده است.

مهندس بهمن ایزدی، دبیر تشکل زیست‌محیطی کانون سبز فارس که با حضور در منطقه برای نجات محیط‌بان در بند تلاش می‌کند در این باره به همشهری گفت: بیش از 10روز است که با برخی دوستان در منطقه برای حل این معضل تلاش می‌کنیم و طی این مدت توانسته‌ایم با ریش‌سفیدان و سران طوایف، به‌خصوص طایفه «باچرانی» که مرحوم مجتبی رضایی وابسته به آن است تماس بگیریم. این بزرگواران با گشاده‌رویی ما را به حضور پذیرفتند و هم‌اکنون ما همچون سایر دوستداران محیط‌زیست به لطف و همکاری بزرگان طایفه برای گره‌گشایی دل بسته‌ایم.

آنطور که این فعال محیط‌زیست می‌گوید، متأسفانه تشکل‌ها و دوستداران محیط‌زیست برمبنای یک تصور غلط جوی ایجاد کرده‌اند که نه تنها کمکی به محیط‌بان در بند نکرده که باعث جریحه‌دارشدن احساسات خانواده متوفی شده است. علاوه براین، نگاه برخی مسئولان محیط‌زیست به این ماجرا و اظهاراتی نظیر «ما از خانواده مقتول رضایت می‌گیریم» باعث رنجش مضاعف این خانواده شده است. در واقع رنجش این خانواده اطلاع رسانی غلط و وارونه جلوه دادن واقعیات است. اسماعیل رضایی (پدر مقتول) می‌گوید: مجتبی در حالی به قتل رسیده که دوربین عکاسی و فیلمبرداری را به شوق تصویربرداری از طبیعت با خود حمل می‌کرده و هیچ سلاحی با خود نداشته است، ضمن آنکه برخلاف آنچه عنوان می‌شود گلوله سینه مجتبی را شکافته است؛ اینها واقعیاتی است که نشانی از آن را در سخنان مسئولان نمی‌یابید.

ایزدی با تاکید بر اینکه تقی‌زاده خود نیز قربانی این ماجراست، زیرا اگر او آموزش لازم را دیده بود، مرتکب چنین خطایی نمی‌شد، تصریح کرد: متأسفانه عملکرد مسئولان محیط‌زیست، خانواده رضایی را بر پیگیری ماجرا در مراجع قضایی مصمم می‌سازد و این خانواده مسیری را طی می‌کنند که هر فرد دیگری برای احقاق حق خود طی می‌کند.

در عین حال، همه آنهایی که یک‌ بار با این خانواده مواجه شده‌اند با توجه به منش بزرگوارنه‌ای که در ایشان وجود دارد به عفو محیط‌بان امیدوار می‌شوند.

ما مقصریم

دکتر اسماعیل کهرم نیز که بیش از 10روز است با حضور در منطقه برای گره‌گشایی از این معضل تلاش می‌کند، به همشهری گفت: برخی از رسانه‌ها متأسفانه با تمرکز روی تقی‌زاده تلاش می‌کنند به هر قیمتی وی را نجات دهند اما واقعیت ماجرا این است که دراین میان یک خانواده، جوانی را از دست داده است؛ جوانی که به قصد طبیعت‌گردی و عکسبرداری و نه به قصد شکار وارد طبیعت شده اما ناگهان به تیر جفا ، قربانی شده است. پس از وقوع این فاجعه، به جای آنکه مسئولان محیط‌زیست با اطلاع‌رسانی درست و توسل به بزرگان طایفه، از خانواده مقتول دلجویی کنند با برخی اظهارات و موضعگیری‌ها موجب رنجش این خانواده داغدارشده‌اند.

این استاد دانشگاه افزود: آنچه در حمایت از تقی‌زاده در اغلب رسانه‌ها منعکس شده به‌گونه‌ای است که انگارخانواده مقتول جز به قصاص به چیز دیگری رضایت نمی‌دهند؛ درحالی‌که تلاش این خانواده سوگمند برای خونخواهی نیست. پدر مقتول، فرهنگی بازنشسته مومنی است که برای تسلای خاطر همسرش او را روانه کربلا کرده است. آیا اطلاق صفت خونخواهی به چنین خانواده‌ای جفا نیست؟ این خانواده دردفاع از معصومیت فرزندشان که به ناحق او را شکارکش و اشرار مسلح قلمداد کرده‌اند با نجابت و بردباری مسئله را از طریق مراجع قضایی پیگیری کرده‌اند و در واقع با این پیگیری‌ها از حقانیت فرزندشان دفاع کرده‌اند. آنها خواسته‌اند بگویند فرزندشان نه جزو اراذل و اوباش بوده و نه شکارچی متخلف، بلکه جوانی عاشق طبیعت بوده که فقط برای عکاسی پا به طبیعت گذاشته است.

کهرم تاکید کرد: متأسفانه این خطای ما و خطای رسانه‌ها بود که بی‌آنکه از واقعیت ماجرا باخبر باشیم یکطرفه به موضوع پرداخته‌ایم. اکنون طبق قوانین شرع و عرف حق با خانواده رضایی است اما امیدواریم این خانواده که جفای بزرگی در حقشان روا شده با کرامت و بزرگواری محیط‌بانی را که به‌دلیل سهل‌انگاری مسئولان در آموزش، مرتکب این فاجعه تلخ شده و ندامت همه وجودش را فرا گرفته است ببخشند و به او حیات دوباره بدهند.

گروه محیط‌زیست همشهری هم ضمن همدردی با خانواده محترم مقتول، درنهایت تواضع از آنها می‌خواهد محیط‌بانی را که خود قربانی ضعف آموزش‌شده، ببخشایند؛ این درخواست هزاران هزار طبیعت‌دوستی است که خود را در اندوه این خانواده شریک می‌دانند.

پ.ن:

اصل مطلب را از اینجا بردارید.

در همین رابطه:

۱- آقای رضایی، به دنا سوگند که برایتان فرزندی خواهیم کرد. 

۲- اعدام محیط بان، فاجعه ای برای محیط زیست سرزمین خواهد بود.

۳- با شما همدردی می کنیم.

در رثای مظلومیت مضاعف محیط بانان، مطلبی از محمد درویش

در آستانه روز محيط‌بان (ديروز) كه همه‌ساله در سالروز ولادت امام هشتم شيعيان‌(ع) – ضامن آهو - برگزار مي‌‌شود، يك خبر بسيار تلخ، موجي از بهت، ناباوري و غم را در جامعه شريف محيط‌‌بانان و جنگلبانان كشور به وجود آورد. آن خبر اعلام موافقت ديوان عالي كشور با اجراي حكم اعدام اسعد تقي‌زاده، محيط‌بان جوان منطقه حفاظت شده دنا بود. محيط‌باني كه در مردادماه سال 1387 در حين انجام وظيفه و پاسداري از منطقه حفاظت‌شده دنا واقع در استان كهگيلويه و بويراحمد به همراه همكارانش، با يك گروه از شكارچيان متخلف در ارتفاع سه‌‌هزار متري دامنه‌‌هاي مشرف به شهرستان سي‌سخت درگير شده بودند. متخلفاني كه مي‌‌خواستند به صورت غيرقانوني شكار كنند و حاضر به تسليم خود نشدند؛ درنتيجه طي نزاع و تيراندازي صورت گرفته از سوي هر دو طرف، يكي از شكارچيان كشته مي‌‌شود. از آن زمان، متاسفانه نه فقط از اسعد تقي‌زاده كه مردانه در برابر متجاوزان مسلح ايستادگي كرده، تقديري به عمل نيامده است؛ بلكه بيش از سه سال از عمرش را در زندان سپري كرده و اينك به پاس پاسداري از سلوك ضامن آهو – امام رضا‌(ع) – به جاي اهداي مدال شجاعت و سلحشوري، با شگفتي و تاسف فراوان مي‌‌شنويم بايد طناب‌دار را دور گردنش احساس كند! چرا؟ شما فكر مي‌‌كنيد در صورت اجراي چنين حكمي، ديگر چگونه مي‌‌توان از محيط‌بانان و جنگلبانان شريف و سلحشور طبيعت ايران انتظار داشت كه به وظيفه خطير خود همچون گذشته ادامه دهند و جان خويش را در راه آبادي طبيعت وطن به خطر اندازند؟ همان سلحشوراني كه تا امروز بيش از 120 نفرشان در اين راه شهيد شده‌‌اند تا خون‌‌شان ضامن بقاي اين طبيعت ارزشمند و خراميدن شكوهمند گله‌‌هاي آهو، كل، بز، گورخر آسيايي، جبير، مرال و... در آن باشد. وحوشي كه مطابق برخي از آمارهاي منتشر شده، شمارشان در طول چند دهه اخير تا 90درصد كاهش يافته است!  از سوي ديگر، پيام اجراي اين حكم براي متخلفان و شكاركش‌‌ها چه خواهد بود؟ آيا آنها به اين باور نخواهند رسيد كه ديگر هيچ نيروي بازدارنده‌‌اي در برابر آزمندي و قانون‌‌شكني آنها وجود نخواهد داشت و از اين پس با فراغ بال بيشتري مي‌‌توانند به شكار غيرمجاز خود و كشتن آن 10درصد باقيمانده ادامه دهند؟ چنين است كه مجدانه و به همراه همه فعالان و دوستداران محيط‌زيست ايران، از رياست قوه قضاييه كه مي‌‌دانم به طبيعت وطن حقيقتا عشق مي‌‌ورزند، مي‌‌خواهم تا مهر دستگاه قضا را شامل حال اين محيط‌بان شجاع كرده و ضمن لغو حكم اعدام، اميدي دوباره در دل همه سلحشوران بي‌ادعاي طبيعت ايران زمين بيافرينند. همان طبيعتي كه هر هكتار از خاكش دست‌كم، 11 برابر هر هكتار از خاك كره زمين مي‌‌ارزد و اينك از منطقه‌‌اي در درون اين طبيعت زيبا – دنا - سخن مي‌‌گوييم كه به دليل ارزش‌‌هاي منحصر به فرد، تنوع گياه و جانوري‌‌اش هر هكتار از وسعتش، 265 برابر هر هكتار از خاك ايران ارزش دارد. پس نگذاريم دنا و پاسداران زحمت‌كش اين منطقه كم‌نظير كشور بيش از اين در نگراني بمانند و اشك بريزند. همين.

 

اصل مطلب را در اینجا  بیابید.

اعدام ضابطین قانون به دلیل مراقبت از اعمال قانون!

با اینکه به خوبی وضعیت را درک می کنم و به این نتیجه رسیده ام که در ایران هر اتفاقی غیر ممکن نیست و اصلن نباید تعجب کرد ولی بعضی موقع ها کلن قاط می زنم. با حفظ حرمت تمام انسانها و اینکه اعتراف می کنم که هیچ چیز بالاتر از روح انسانی نیست و هر  انسانی حتی گناهکاران حق زندگی دارند و قتل انسان به هر نحوی نکوهیده و مزموم است، ماجرای تأیید حکم قصاص محیط بانی که به دلیل محافظت از محیط زیست و حمایت از قانون یک شکارچی را آنهم به صورت کاملن غیر عمد کشته است اصلن باورپذیر نبود. آخر چگونه می شود محیط بانی که وظیفه اش این بوده که انجام داده و به نوعی از لحاظ قانونی ضابط قانون معرفی می شود اینگونه در برابر قانون مظلوم واقع شده و خود فدای ضعف قانون شود.

خلاصه زمان و وقایع اتفاق افتاده به نفع اسد تقس زاده محیط بان بخت برگشته محیط زیست نیست. بیایید تقاضایمان را یکبار دیگر تکرار کنیم.

نامه ی جمعی از فعالان محیط زیست به سران قوای سه گانه درباره حکم قصاص یک محیطبان

نسخه ی اصلی این نامه در «دبیرخانه مشورتی سازمان های مردم نهاد شهر تهران» موجود است و علاقه مندان می توانند جهت امضای نامه با شماره تلفن 88757436 – 021 تماس بگیرند. 
همچنین علاقه مندان می توانند از طریق درج نظر در پایین این خبر و یا فرستادن رایانامه به نشانی pr.sabzpress@gmail.com نسبت به درج امضای خود در ذیل نامه اقدام کنند. 

در ضمن، فردا (17 مهر) از ساعت 3 تا 5 بعد از ظهر در محل "پاتوق سبز" (خیابان توانیر، پارک نظامی گنجوی) جلسه ای مربوط به شهرداری برگزار می شود که این نامه در آن جا نیز برای امضا ارایه خواهد شد. از دوستان زیست محیطی درخواست دارم برای امضا، به این محل بیایند.


متن کامل  نامه به شرح زیر است: 


 

به نام خدا

درجمهوری اسلامی حفاظت محیط زیست که نسل امروز و نسل های بعدی باید درآن حیات اجتماعی روبه رشدی داشته باشند وظیفه ی عمومی تلقی میشود از اینرو فعا لیتهای اقتصادی وغیر آن که با آلودگی محیط زیست ویا تخریب غیر قابل جبران آن ملازمه پیدا کند ممنوع است.(اصل پنجاهم قانون اساسی)
 
ریاست محترم قوه قضاییه 
ریاست محترم مجلس شورای اسلامی 
ریاست محترم جمهوری 
 
موضوع: اعدام یک محیطبان محیط زیست به اتهام ناحق قتل عمد(!) 

 
با سلام 
همانگونه که مستحضرید در آستانه روز ولادت امام هشتم شیعیان(ع) که روز محیطبان نامگذاری شده و روزی است برای پاسداشت مقام والای محیط بانان مظلوم محیط زیست، دیوان عالی کشور حکم قصاص یکی از ماموران وظیفه شناس و خادم محیط زیست ایران که در منطقه حفاظت شده دنا در استان کهکیلویه و بویراحمد انجام وظیفه می کرده است را تایید کرد و جامعه محیط زیست ایران را در اندوه، تاسف و شگفتی فرو برد. 
تاسف از اینکه چگونه دستگاه قضایی می تواند برای یک مامور دولتی که به حکم دادگستری ضابط قضایی محسوب می شود و طبق ماده یک قانون بکارگیری سلاح توسط نیروهای مسلح و تبصره 3 ماده 3 همین قانون حق حمل و بکارگیری سلاح در مواقع لزوم را داشته و دارد، اکنون به اتهام قتل عمد (!!) یک شکارچی متخلف که علاوه بر شکار غیر مجاز اقدام به تیراندازی به روی ماموران دولتی و آغاز درگیری مسلحانه کرده، محکوم کرد. 
آیا براستی فراموش کرده اید که در همین سه دهه گذشته محیط زیست ایران شاهد ریخته شدن خون پاک بیش از 112 شهید محیطبان محیط زیست به دست همین شکارچیان از خدا بی خبر بوده؟ شهدایی که جملگی جانشان را برای  حفظ محیط زیست و میراث طبیعی سرزمین مادری مان فدا کردند و شگفتا که دستگاه قضایی در تمام این مدت از مجازات و گاه حتی شناسایی عوامل شهادت این محیطبانان فداکار عاجز ماند.
اما دردناک تر آنکه تاکنون تاریخ محیط زیست ایران به یاد ندارد احدی از قاتلان و جنایتکاران شکارچی و قاچاقچیان حیات وحش که گستاخانه سلاح به روی محیطبانان مظلوم و خادم دولت کشیده اند مجازات شده باشند و قاتلان «سعید پرهام»ها و «یحیی شاهکو محلی»ها و «حسین صادقی»ها با اینکه غالبا با سلاح های جنگی به شهادت رسیده اند همچنان آزادانه در جامعه می چرخند! 
و شگفتا که آن وقت شاهد صدور حکم قصاص برای محیط بانی هستیم که به حکم وظیفه و با گذراندن دوره ضابطین قضایی و همچون دیگر نیروهای مسلح کشوری مانند ماموران نیروی انتظامی از خود در برابر متخلفان دفاع کرده و در این درگیری که شروع کننده آن خود متخلفان بوده اند، یکی از آنها را از پا درآورده است که اگر منصفانه و قانونی به موضوع بنگریم قتل عمد محسوب نمی شود. 
آیا این عدالت است که برای محیطبانی که خود سلاح به دستش داده اید و دستور العمل بکارگیری سلاح را به او آموزش داده اید و او را در بدترین شرایط آب و هوایی و بیشترین ساعت کاری و با حداقل حقوق انسانی برای حفظ طبیعت مظلوم وطن بکار گماشته اید اینک حکم قصاص صادر شود اما برای شکارچیان این سرزمین که در بسیاری از موارد مجهز به سلاح غیر مجاز هستند و اقدام به شکار غیر قانونی می کنند و گستاخانه بر روی محیطبانان مظلوم آتش می گشایند، مصونیت قائل شوید. 
گویی محیطبانان مظلوم این سرزمین چه به حکم وظیفه در درگیری با شکارچیان شرکت کنند و چه نکنند در هر دو حالت محکوم به مرگ هستند . چون یا باید همچون 112 شهید دلاور مرد محیط زیست کشته شوند و احدی هم در سازمان محیط زیست و دستگاه قضایی به خونخواهی از آنها دم بر نیاورد و یا اگر دست به سلاح می برند تا از خود دفاع کنند باز هم باید کشته شوند چون به حکم قضات محترم محکوم به قصاص می شوند! آیا براستی مرگ یک نفر آن هم در حین «انجام وظیفه قانونی» و درگیری مسلحانه می تواند جزء مصادیق قتل عمد محسوب شود و مجازاتش باید قصاص باشد؟
ما اعضای تشکل های مردم نهاد زیست محیطی کشور و شخصیت های حقیقی و حقوقی امضا کننده ذیل این نامه با توجه به تایید حکم صادره از سوی دیوان عالی کشور و اینکه زمان اجرای این حکم دو هفته آینده مشخص شده، از مسئولان محترم قضایی، قانونی و اجرایی کشور درخواست توقف موقت اجرای حکم و بازنگری مجدد این پرونده را داریم و اعلام می کنیم که عواقب اجرای این حکم غیر عادلانه، برای جامعه محیط زیست کشور و محیطبانان بسیار سنگین و غیر قابل جبران است و نه تنها موجی از نارضایتی و دلسردی را برای طرفداران محیط زیست به بار می آورد بلکه می تواند سرآغاز بحرانهای جدید و اعتصابات صنفی در بین بیش از 3000 نفر از قشر مظلوم و زحمتکش محیطبان در چهارگوشه کشور باشد . 
محیطبان اسد تقی زاده، محیطبان منطقه حفاظت شده دنا، جوان 30 ساله بی گناهی است که تنها به حکم وظیفه سازمانی در این درگیری مسلحانه شرکت کرده و اقدام او مانند اقدام همه نیروهای مسلح کشوری که در درگیری با آشوبگران و دزدان و قاچاقچیان به طور اتفاقی مجبور به کشتن طرف مقابل می شوند تا از خود و از وظایف سازمانی خود دفاع کنند، قتل عمد محسوب نمی شود. 


سازمان ها:
کانون عالی گسترش فضای سبز و حفظ محیط زیست ایران
انجمن حامیان زمین 
کانون پژوهش و حفاظت از طبیعت پایدار محیطبان
موسسه خزنده شناسان پارس
موسسه زیست اندیشان کاسپین



افراد: 
مژگان جمشیدی، علی شفیعی، حمید رضا میرزاده ، محمد توحیدی فر، افشین زارعی، محمد پورهدایت، محمدعلی الله قلی، هادی فهیمی، رضا گلجانی، هانیه غفاری، علیرضا شهرداری، لیلی خلعتبری، حسین یوسفی،
کوشان مهران، عباس محمدی

پ.ن: برگرفته از وبلاگ دیده بان کوهستان

پ.ن ۲: مطالبی دیگر در همین زمینه

سندی دیگر از مظلومیت محیط زیست

در آستانه ولادت امام رضا (ع) و روز محیط بان

حکم اعدام محیط بان دنا توسط دیوان عالی کشور تایید شد

اعدام محیط بان، مرگ محیط زیست

 

آخرین امضاءکنندگان نامه

حسن ختام! سال همت مضاعف برای محیط بانان مظلوم و محیط زیست ایران

طبيعت ايران قربانگاه پاسداران محيط زيست، چرا؟


"ليست سياه محيط زيست ايران در سال 89 با مرگ چهار محيط بان مظلوم كاملتر شد. هنوز داغ دو محيط بان كشته شده در استان هاي خراسان شمالی و سیستان و بلوچستان در دلهاي دوستداران محيط زيست زنده است كه امروز خبر كشته شدن چهار محيط بان ديگر داغ دلهايمان را چندين برابر كرد. "


چگونه می توان اینقدر سیاه قلب بود؟ چگونه می توان اینگونه براحتی جان آدمی را گرفت؟ این محیط بانان چه گناهی کرده بودند که باید اینگونه حکم به گرفتن جانشان می دادند. کم کم به این یقین رسیده ام که جان آدمی در این مملکت تنها چیزی است که ارزش ماهوی ندارد.

چگونه سازمان محیط زیست می خواهد حمایت خود را از این شهیدان راه سبز برای یک محیط سالم و پایدار اعلام کند؟ فقط یک اعلامیه؟ آنهم حداکثر! خیلی مسائل مهمتر در این کشور وجود دارد که جان شیرین این چهار نفر محیط بان مظلوم در برابر آن برای دولتمردان سازمان محیط زیست اهمیت خاصی ندارد.! نه؟

دیگر حرفی می ماند؟ فقط باید به این مردم و به سازمان محیط زیست تبریک گفت و از آنها صمیمانه تشکر کرد که به رکورد شش شهید محیط بان در یک سال رسیدند. مبارک است ان شاءا..



هر دم از این باغ گلوله تفنگی می رسد!

به گزارش تابناک

"افراد ناشناس چهار محیط بان کردستانی را کشتند.

به گزارش واحد مرکزی خبر ، روابط عمومی حفاظت محیط زیست کردستان اعلام کرد : افراد ناشناس این محیط بانان را در روستای کانی بوچکه له در نزدیکی روستای دوشان سنندج به ضرب گلوله به قتل رساندند.

این محیط بانان از ماموران گشت و کنترل حفاظت از محیط زیست کردستان هستند که خودرو آنان نیز واژگون شده است."


فکر کنم اصلن چیزی در توضیح ننویسم بهتر باشد. البته باید صبر کرد توضیحات بیشتری هم برسد. ولی در هر صورت فاجعه ای دیگر برای محیط زیست ما اتفاق افتاده است.

يكصد و هفتمين شهيد محيط بان، اينبار سيستان

هنوز چهلم پرهام نازنين نرسيده كه اين خبر ذهنها را به خود مشغول مي كند. خبر را كامل از قول سبز پرس مي آورم.
"سبزپرس – گروه محیط طبیعی: محیطبانان کشور «صابر الله داد» همکار جوان خود را روز گذشته (چهارشنبه) در منطقه شکار ممنوع «مک سرخ» از دست دادند.

   به گزارش سبزپرس، محیط بانان  منطقه «مک سرخ» بعدازظهر روز گذشته درحین گشت‌زنی مورد حمله افراد ناشناس قرار گرفتند که در این حمله دو گلوله به قلب صابر برخورد کرده و باعث شهادت او می‌شود.  مهندس تورج همتی، مدیرکل حفاظت محیط زیست استان سیستان و بلوچستان درباره واقعه روز گذشته به خبرنگار ما گفت: حوالی ساعت 17 دیروز، محیط بانان با ما تماس گرفتند و اعلام کردند که حدود ساعت 16 علائمی از حضور عده‌ای متخلف در منطقه می‌بینند. چهار نفر از محیط بانان که در منطقه استقرار دارند، به طرف محل مشاهده متخلفان حرکت می‌کنند اما این افراد ناگهان خودرو محیط بانان را به رگبار می‌بندند.  او ادامه داد: متاسفانه در این واقعه تلخ دو گلوله به قلب شهید «صابر الله داد» برخورد کرد و این همکار 21 ساله از میان ما رفت. شهید الله داد، به خدمت وظیفه عمومی مشغول بود و به عنوان «محیط بان وظیفه» انجام خدمت می‌کرد.  همتی همچنین گفت: شب گذشته پیکر این همکار شهید را به پزشکی قانونی منتقل کردیم تا تحقیقات پلیس آغاز شود. هم اکنون پزشک قانونی سعی می‌کند تا نوع گلوله شلیک شده را تعیین کند و نیروی انتظامی تحقیقات خود را برای شناسایی عاملان شهادت این شهید آغاز کرده است. او ادامه داد: پیکر پاک شهید الله داد، فردا (جمعه) پس از خطبه‌های نماز جمعه از مصلای زاهدان تشییع خواهد شد و با هماهنگی که با بنیاد شهید و فرماندهی انتظامی استان صورت گرفته، این عزیز در گلزار شهدای زاهدان به خاک سپرده می‌شود. به گفته همتی، الله داد اولین شهید محیط‌بان استان سیستان و بلوچستان و یکصد و هفتمین شهید محیط بان در تاریخ تاسیس سازمان حفاظت محیط زیست است. شهادت الله داد در حالی است که 40 روز پیش «سعید پرهام» محیط بان جوان استان خراسان شمالی در منطقه حفاظت شده «گلول و سرانی» شیروان به ضرب گلوله ژ-3 به شهادت رسیده بود. "

حرف ديگري هم مي توان داشت؟ چگونه مي توان اين قتلهاي فجيع را توجيه كرد؟ چگونه مي توان توضيح داد؟ حتي اگر قاتل يا قاتلان هم اعتراف كنند چيزي از فجاعت كار كم مي شود و دل كسي آرام مي گيرد؟ چگونه مي توان اين ..... ديگر حرفي نمي ماند. واقعا به كدامين گناه كشته مي شوند؟