قابل توجه دوستداران شهرداري محترم تنکابن!

اشکار عزیز را که می شناسید؟ حتما کامنتهایش را در اکثر وبلاگهای زیست محیطی خوانده اید. هم او که سرکار علیه مجتهد نجفی را در کامنتهای اين پست درویش رو سفید فرمودند حالا مطلبی را همراه با عکس ارسال داشته اند که اصلا دلم نیومد بر روی وبلاگ نگذارمش.

شاید دوستانی که شهرداري محترم تنکابن را منزه می دانند لااقل کمی چشمشان را باز کنند. این متن را من ننوشتم. همشهری عزیز خودتان مرقوم فرموده اند. با تشکر مجدد از اشکار عزیز.

تصاویر از سد مخزنی کوچک پلاستیکی بر روی رودخانه چشمه کیله در تابستان نمونه بارز تقلید بدون تفکر می باشد.

در تابستان به دلیل مصارف کشاورزی آبی در روخانه نیست و پساب های خانگی وارد به رودخانه بیشتر بر آب تاثیر گذار می باشد. در زمستان هم در ده سال گذشته تخریب جنگل باعث بروز سیلاب همراه با جریان گل می گردد.

با شهرداری تماس گرفتم که این رود از نظر مهاجرت ماهی سپید و آزاد ارزش شیلاتی دارد و این کار ها مانع از مهاجرت به بالا دست می شود فرمودند این رود دیگر ارزش شیلاتی خود را از دست داده و اکنون تنها رودشیرود اهمیت شیلاتی دارد
که چه استدلال احمقانه ای است!!


در دوره کرباسچی به تقلید از تهران بر روی پل با هزینه زیاد گلدان جوش دادند که مردم نجیب همان وقت برداشتند

یکی از شهردارها ی شهسوار در چند سال پیش در نزدیکی مصب رودخانه در تابستان که رودآبی نداشت فواره درست کرده بود!!! بیچاره پول که برای خرج و هزینه بدست چه کسانی می افتد به دلیل فرسایش و شکستگی دهانه و پایه پل  عملا ماهی ها به هنگام عبور باید بجای شنا پرواز نمایند تا برای تخم ریزی به بالادست برونند و در تنها گدار مناسب هم همیشه ماهیگیران با تور سالی آماده صید راخت تحت نظارت عالیه ماموران شیلات هستند

چه جاي با حالي. آنهم به سمت خيابان. آشغال ريزونه نه بازيافتي.

با هزینه زیاد سطل زباله برای تفکیک درست کرده اند اما کجا ست آموزَش؟
همه سطل ها بدون فرقی با زباله پر شده و تنها دوستان آمار می دهند که فلان کار فرهنگی کردیم!..پول بده


رانندگان نخاله بر يا نخاله ريز

مي خواستم ادامه قضاياي اتفاق افتاده در تنكابن را در اين پست بنويسم كه هنگام برگشتن از قزوين و رسيدن به منزل،‌ صدرا واقعه نامناسبي را به من نشان داد كه تصميم گرفتم اين واقعه را خوراك اين پست كنم.

صدرا مورد ذيل را نشان داد و با تعجبي بزرگ گفت: يكي كار خيلي نامناسبي كرده! اينجا را ببين:

اصلا شهرداري بيخود كرد كه در اينجا گارد ريل نصب كرد. مگر اينجا جاده چالوس است؟

تصوير اينجا را قبلا هم بر روي وبلاگ گذاشته بودم. اينجا زمين بايري است كه مدتها پاتوق نخاله ريزان عزيز! بود (و البته با اين عكس معلوم مي شود كه هنوز هم هست) و شهرداري بالاخره پس از مدتها براي اينكه كمي مشكل را تسكين دهد تصميم به زدن گارد ريل كرد تا شايد رانندگان نخاله ريز محترم شايد خجالتي بكشند و بفهمند اينجا نبايد نخاله بريزند.

خلاصه عكسهاي اين پست نشان مي دهد كه مردم ما سرتخ تر (به كسر س و ت) از اين حرفها هستند كه گوش به اين چيزها بدهند.

حالا نمي توانيم فرض كنيم كه مديران ما هم فرزندان و برادران و خواهران همين نخاله ريزها هستند؟

در كل به نظر شما معني اين كار نخاله ريزان عزيز چه مي تواند باشد؟

معني اين كار چيست؟