ماجراهای من و شهرداری تنکابن!
مثل اینکه ماجراهای من و شهر تنکابن و شهرداری محترم آن تمامی ندارد. بعد از مدتی غیبت حالا هم که می خواهم بنویسم باز هم باید از تنکابن بنویسم. البته اشتیاق به نوشتن از آنجایی ایجاد شد که همین الان اشکار عزیز از تنکابن خبر داد که آن سدی را که بر روی رودخانه چشمه کیله زده بودند!! همین لحظه تخریب شد و توسط اب به سمت دریای مازندران رهنمون شد. من منتظر هستم تا آخر وقت امروز اشکار عزیز عکسهایی را هم از این واقعه نیک! برایمان بفرستد. به قول درویش نفرستد؟
ادامه نوشته
در ضمن به اشکار گفتم از طرف من از شهردار محترم و همچینین تمامی مهندسان و طراحان احیای رودخانه های تنکابن نیز تشکر ویژه بفرمایند.
ارادتمند همه
پی نوشت:
عکسها رسید.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم شهریور ۱۳۸۹ ساعت 11:42 توسط امير سررشته داري
|