تشکرات آخر ماه یا شکواییه بر علیه خودم.
آره باید اذعان کنم (البته باید گفت اعتراف) که آتیش اولیه نوشتنم تند بود و پشت سرهم به همه چیز مربوط و غیر مربوط گیر محیط زیستی می دادم ولی حالا معلوم شده وقتی علم و آگاهی کم بود و علاقه ساختاری و با جان و دل از هدف اصلیت وجود نداشت کوس اناالمحیط زیست زدن برای آدمهایی مثل من مثل درست کردن شینیسل مرغ و بیفستراگانف به وسیله صدرا است! (البته از حق نگذریم که صدرا خمیر نون عالی درست می کند)
خلاصه وقتی این عکس نشنال جئوگرافیک را دیدم دقیقا تصویر خودم برایم مجسم شد. نگاهی از سر استیصال (فقط اگر دهانش هم باز بود دیگه می شد خود خودم) همراه با منگی خاصی که حتی خبر تولید نون اضافه تحریمهای اتحادیه اروپا هم بر آن اثری نکرد و همچون منگان (به فتح م) ناشی از مصرف شیشه و اکس و اسمشو نبر (امیدوارم بدآموزی نداشته باشد و آمار مبتلایان را بالا نبرد) و هر آنچه که حتی مثل شربت اکسپکتورانت می تواند انسان را از خود بیخود کند، فقط به در و دیوار می نگرم و فقط نگران این هستم که چرا مبلی را که سفارش داده ام بعد از سه هفته برایم نفرستاده اند.
حالا نمی دانم واقعا تشکرات این ماه را بنویسم یا نه؟ می دانید چرا برای اینکه اول از همه باید از خودم تشکر کنم که وقتی که بسته بندیهای پلاستیکی جدید شیرهای شرکت پاک را دیدم بلافاصله و بدون فکر گفتم: وای چقدر زیباتر از بسته بندیهای پاکتی و تتراپک آن است و آنوقت که همسر عزیز به من فرمودند زرشک! (با عرض معذرت به دلیل کاربرد این کلمه مستهجن) تو که محیط زیستی هستی باید اولین مخالف باشی برای اینکه بسته بندی پاکتی قابل بازیافت است و حداقل اگر هم بازیافت نشود در سیستم زباله از بین می رود و به چرخه طبیعت بر می گردد ولی پلاستیک چطور؟ دیدم بدجوری کم آوردم و ادعاهایم درست مثل همان پاراگراف دومی است که در بالا نگاشتم.
خلاصه شما قضاوت کنید که آیا من الآن به غیر از خودم از شخص دیگری هم می توانم تشکر کنم؟







