ساعت زمین باز هم نزدیک شد
#Connect2Earth
#10YearChallenge

#Connect2Earth
#10YearChallenge


تغییر اقلیم و یا فرصت طلایی برای بزرگ پیمانکاران!
در اکتبر سال 1933 کاشف و بیابانگرد مجار László Almásy در کوهستان های Gilf Alkabir واقع در صحرای لیبی در جنوب غربی مصر با دیوارنگاره های شگفت انگیزی در یک غار روبرو گردید. مردمانی در سرزمینی که در نزدیکی مرز لیبی یکی از خشک ترین زیستگاه ها به شمار می رود به شنا مشغول بودند!
از اواسط قرن نوزدهم گروه های اکتشافی و نظامی فرانسوی در کوهستان ها و صخره های جنوب الجزایر(تاسیلی) با نگاره هایی حک شده و نقاشی شده مواجه شدند که نشان دادن صحنه هایی از زندگی روزمره همچون شکار و دامداری و آیین های ساکنان این بخش از بیابان بزرگ آفریقا می بود. در نگاه نخست مشاهده جانورانی چون فیل و حتی اسب آبی و زرافه در بیابان سوزان آفریقا باور کردنی نیست ولی در اوج دوران یخبندان که صفحات یخی تا شمال شبه جزیره ایبری پیشروی نموده و گوزن کاریبو که اکنون در مناطق شمالی اوراسیا زندگی می نماید خوراک متداول ساکنان سرزمینی بود که امروزه فرانسه می خوانیمش از ساحل اقیانوس اطلس در جنوب مراکش تا ساحل دریای سرخ پوشیده از ساوانی خرم با زیستمندانی بود که اکنون دشت سرنگتی در آفریقای شرقی یادآور آن می باشد.
به تدریج با پایان دوران یخبندان و عقب نشینی یخچال ها، اقلیم آفریقای شمالی رفته رفته کم باران تر گردید و ساوان سبز جای خویش را به شنزارهای سوزان داد. بسیاری از مردمان ساکنان صحرا برای بقا مجبور به مهاجرت شده و در این میان دره رود نیل با منبع دایمی آب و خاک حاصلخیز به تدریح سکونتگاه شکارگران کوچرو و دامداران گردید. در این میان اما در کنار جانورانی چون اوریکس شاخ شمشیری و آداکس که سازگار با شرایط بیابانی بودند جانورانی چون فیل و کرگدن و اسب آبی محکوم به نابودی گردیده و تنها در واحه هایی چون شمال چاد و تاسیلی جمعیت هایی از کروکودیل به بقای خویش ادامه دادند.
تغییر اقلیم در شمال آفریقا فرایندی یک ساله و دو ساله و یا شاید سی ساله نبوده و برای نمونه سازگاری کروکودیل های برجای مانده در واحه ها نشان دهنده زمان کافی برای سازگاری با شرایط دشوار جدید حاکم می باشد(کوچک شدن در مقایسه با کروکودیل رود نیل)
به ادامه مطلب رجوع فرمایید.
به دنبال دو سال زحمتهای فعالان محیط زیستی در خصوص ساعت زمین و برنامه هایی که در سراسر دنیا برای این ساعت انجام می شود وبگاه رسمی ساعت زمین در ایران راه اندازی شد. در این وبگاه در خصوص خاموشي يك ساعته برج ميلاد براي سومين سال متوالي در روز ساعت زمين می خوانید:

همزمان با خاموشي مهترين نمادهاي شهري درسراسر جهان در تاريخ 3 فروردين ماه سال
1392، ايران نيز براي سومين بار متوالي با خاموش نمودن برج ميلاد از تهران، ساختمان
تاريخي مركزي شهرداري رشت، اروميه، و ساختمان شورای اسلامی شهر کرج و شهرداری
اصفهان به مدت يك ساعت به اين طرح مي پيوندند.
به گزارش روابط عمومي ستاد محيط
زيست و توسعه پايدار شهرداري تهران، مهندس محمد هادي حيدرزاده با اشاره به اينكه
طرح ساعت زمين"Earth Hour" از سال 2007 ميلادي براي اولين بار در كشور استراليا و
توسط صندوق جهاني حيات وحش (World Wildlife Fund) اجرا گرديد، افزود: طي اين طرح،
مسئولين، چراغ نقاط شاخص شهري (مانند برج ايفل در پاريس و خانه اپراي سيدني) و
ساختمان هاي اداري شهر و مردم، چراغ خانه هاي خود را به نشانه صرفه جويي در مصرف
انرژي و مقابله با تغييرات آب و هوايي خاموش ميكنند.
وي در ادامه با اشاره به
استقبال كم نظير مردم سراسر جهان از اين برنامه و تبديل آن در سال بعد به يك طرح
جهاني اظهار كرد: مراسم ساعت زمين در كشور ايران در روز سوم فروردين ماه سال 1392
همزمان با سراسر دنيا با خاموش نمودن برج ميلاد و المانهاي مهم برخي از كلاشهر ها
راس ساعت 20:30 الي 21:30 برگزار مي شود
حيدرزاده گفت: در مراسم ساعت زمين سال
2012، 6950 شهر بزرگ و كوچك از 152 كشور در سراسر جهان چراغ هاي خود را به مدت 1
ساعت 20:30 الي 21:30 به وقت محلي خاموش كردند. و اين مراسم در ايران در تاريخ
دوازدهم فروردين ماه همزمان با سراسر دنيا با خاموشي برج ميلاد، برج آزادي، و سي و
سه پل از اصفهان به مدت يك ساعت برگزار شد.
وي در ادامه افزود: به منظور اطلاع
رساني مطلوب از برنامه فوق و جلب مشاركتهاي مردمي جهت خاموشي چراغهاي اضافه در سال
آتي فعاليتهايي قبل از برگزاري برنامه شامل طراحي بنر ساعت زمين و نصب آن در سطح
شهر تهران،پخش تيزر ساعت زمين از شبكه 5 صدا و سيماي جمهوري، نمايشگرهاي مترو، تهيه
و ساخت وب سايت ساعت زمينwww.earth hour .ir در راستاي اطلاع شهروندان از برنامه
انجام شده است
وي در ادامه اظهار كرد: همزمان در روز ساعت زمين برنامه هاي ويژه
اي در برج ميلاد شامل شمارش معكوس در پاي برج ميلاد براي خاموش شدن آن راس ساعت
20:30 به وقت محلي، رصد ماه و ستارگان، اجرای نورپردازی ویژه پس از پایان مراسم در
كنار برنامه هاي جنبي برج با حضور علاقمندان و دوستداران محيط زيست برگزار خواهد
شد.
لازم به ذكر است شهرداريهاي اصفهان، رشت، اروميه، كرج نيز علاوه بر خاموش
نمودن المانهاي مهم شهري برنامه هاي ويژهاي را جهت برگزاري مراسم ساعت زمين تدارك
ديده اند.
امید که بدینوسیله حفاظت از محیط زیست را بیشتر مد نظر قرار دهیم و فرزندانمان را با این دیدگاه آگاه سازیم.
پینوشت:
خانم نازی حسینخانی شعر زیر را در گرین بلاگ برای من گذاشتنه بودند که از ایشان برای ارسال این شعر تشکر می کنم.
هریک نهالی را بکاریم
نشسته در افقهای نگاهم
شکوه پهنه زیبای جنگل
مشامم را هماره می نوازد
هوای پاک و روح افزای جنگل
**
درختان صف به صف در ابر و باران
بسوی آسمانها قد کشیده
به روی گیسوان سبز آنها
زلال ِ قطره ی شبنم چکیده
**
بهاران در حضور خرمِ خویش
تجلی می کند از تار و پودش
پس از باریدن باران همیشه
طراوت می تراود از وجودش!
**
درآواز قشنگ رود وباران
بیا تا مثل جنگل شاد باشیم
دل خود را برای جشن رویش
میان وسعت جنگل بپاشیم
**
زجنگل تازه بودن را نگیریم
بیا تا حرمتش را پاس داریم
برای وسعت این مخمل سبز
بیا هریک نهالی را بکاریم
شاعر:یدالله گودرزی

استان های واقع در نوار ساحلی دریای خزر (از رشت تا گرگان )، استان تهران و نیز قسمتهای از استانهای اردبیل، اصفهان و سمنان در شرایط ترسالی شدید قرار دارند. همچنین استانهای واقع در جهت مدار شمال غرب - شمال شرق و قسمتهای از مرکزکشورشامل استانهای اصفهان، کهکیلویه و بویراحمر و بیش از نیمی از استان شیراز) در وضعیت ترسالی متوسط تا ترسالی می باشند. استانهای واقع در غرب، جنوب، شرق و جنوب شرق کشور در شرایط نرمال تا خشکسالی شدید قرار گرفته اند. در این میان تنها استان سیستان و بلوچستان در شرایط ترسالی متوسط تا خشکسالی متوسط قراردارد که به نظر می رسد بیشتر از شرایط آب و هوایی دریای عمان و هندوستان بر خوردار شده است. بیشترین گستره خشکسالی در دوره مزبور مربوط به غرب، جنوب و شرق کشور می باشد. که در شرایط نرمال تا خشکسالی شدید قرار دارد. در منطقه غرب کشور گستره خشکسالی به حداکثر خود رسیده و شامل قسمتهایی از استانهای ایلام، لرستان و خوزستان می باشد.
همچون هر ماه همکاران من در پایگاه ملی مدیریت خشکسالی، گزارش و نقشه گستره خشکسالی کشور تا پایان بهمن ماه 1390 را ارائه دادند. طبق این گزارش :
"استان های واقع دامنه های شمالی و جنوبی رشته کوه البرز در شرایط ترسالی متوسط تا ترسالی شدید قرار دارند. که در این بین قسمت اعظمی از استانهای تهران و خراسان رضوی در شرایط ترسالی شدید قرار گرفته اند. همچنین در ناحیه آذربایجان (گره خوردگی دو رشته کوه بزرگ ایران) وضعیت خشکسالی متوسط تا ترسالی متوسط حکمفرما می باشد. استانهای واقع در مرکز کشور که بصورت نواری از غرب به شرق یعنی از کرمانشاه تا خراسان جنوبی در شرایط تر سالی تا خشکسالی شدید قرار گرفته اند. بیشترین گستره خشکسالی در دوره مزبور مربوط به غرب، جنوب و شرق کشور می باشد. که در شرایط نرمال تا خشکسالی بسیار شدید قرار دارد. در منطقه غرب کشور گستره خشکسالی به حداکثر خود رسیده و شامل استانهای ایلام و خوزستان می باشد. تنها استان سیستان و بلوچستان در (جنوب شرق) در شرایط ترسالی تا خشکسالی شدید قرار گرفته است."

کم کم اوضاع جنوب کشور به سوی وخامت می رود. نه؟
همکاران من در پایگاه ملی مدیریت خشکسالی در پژوهشکده حفاظت خاک و آبخیزداری آخرین نقشه خشکسالی را بر روی سایت قرار دادند. از تمام این دوستان صميمانه سپاسگزارم.
بر اساس بارش مهر تا پایان دی 1390 در ايستگاههاي سينوپتيك كشور، وضعیت بارش براي استان هاي مختلف كشور بررسي و تجزیه و تحلیل گرديده است. در دوره زمانی مزبور، استان هاي ایلام، بوشهر، خراسان جنوبی، خوزستان، کرمان، هرمزگان، یزد، آذربایجان غربی، چهار محال بختیاری، سیستان وبلوچستان، فارس، کرمانشاه، کهکیلویه و بویر احمد، لرستان و مرکزی از بارندگی کمتر از میانگین طولانیمدت برخوردار شده اند به طوری که استان های ایلام، بوشهر، خراسان جنوبی، خوزستان، کرمان، هرمزگان و یزد که از بارش کمتر از 50 درصد میانگین طولانی مدت برخوردار می باشد.بقیه استان های کشور دارای بارش بیشتر از میانگین طولانی مدت هستند و دو استان کردستان و خراسان شمالی که بارش آنها در این دوره زمانی به میانگین و نزدیک میانگین طولانی مدت رسیده است.
بیشترین گستره خشکسالی در دوره مزبور در امتداد رشته کوه زاگرس (غرب تا جنوب شرق)، شرق و جنوب کشور است. که در شرایط نرمال تا خشکسالی بسیار شدید قرار دارد. در منطقه غرب کشور گستر خشکسالی به حداکثر خود رسیده و شامل استان های ایلام و خوزستان می باشد.
مچنين از مقايسه دو نقشه گستره خشكسالي بر مبنای شاخصSPI برای دوره مهر تا پایان دی 1390 با دوره مشابه سال آبی گذشته نتيجه ميشود که در دوره مزبور اکثر نقاط کشور با افزایش میزان بارندگی نسبت به میانگین طولانی مدت و همچنین دوره مشابه سال آبي گذشته بارش دريافت نموده اند که متعاقباً در سال آبی جاری گستره خشکسالی نسبت به مشابه دوره گذشته خود به طور قابل ملاحظه ای کاهش یافته است و حدوداً نیمی از مناطق کشور در شرایط نرمال تا ترسالی متوسط قرا گرفته اند. لذا بایستی برنامه ریزی های مناسبی در جهت ذخیره سازی و استفاده بهینه از منابع آب صورت پذیرد.

گزارش را هم در اینجا می توانید ملاحظه کنید.
اول
میهمانان زمستانه در پل چشمه کیله
هرسال با شروع ماه های سرد جمع کثیری از مرغان نوروزی ( کاکایی ) سر سیاه و به تعداد معدود کاکایی سرسیاه بزرگ ( هر دو در آرایه زمستانه ) در مصب رودخانه چشمه کیله تنکابن جمع می شوند و شاید بتوان این پرندگان را جزو مهم ترین جاذبه هاب طبیعی شهری این ناحیه به حساب آورد. خوشبختانه خلاف اکثر مناطق ایران رابطه این پرندگان و مردم ساکن در شهر ، رابطه ای دو سوی است. مردمی که با دیدن انبوه کاکایی های پرجنب و جوش ، حس زیبایی دوستی ذات خود را ارضا نموده و از آن سوی این پرندگان از امنیت موجود در زیستگاه و تغذیه دستی از سوی تماشاگران خود بهره مند می گردند.

شاید در نگاه نخست حلال نبودن گوشت کاکایی رمز بقای جمعیت آن در رودهانه های شهری باشد ولی خلاف بسیاری از شهرها و روستاهای کشور که هر جانور ذی حیاتی آماج سنگ و گلوله خرد و کلان قرار می گیرد، در تنکابن جز معدودی افراد که مخفیانه با نفنگ بادی و برای فروش کاکایی به تاکسیدرمیست های غیر مجاز محلی ، دست به اینکار می زنند ، در عرف این منطقه این گونه همچون پرستو به وسیله قانونی نانوشته حفاظت می شوند.

به هنگام ایجاد پارک ملی یلواستون در دهه هفتاد قرن نوزدهم میلادی در آمریکا ، مهم ترین هدف اعضای کنگره حفظ یک منظر و نمای طبیعی و ملی از شکوه طبیعتی بود که در سواحل اقیانوس اطلس و منطقه نیو انگلند به دلیل تغییر کاربری اراضی و بهره مشی آزمندانه از زیستبوم برای همیشه تغییر یافته بود.
از اوایل دهه 1920 و احداث جاده های قابل دسترسی به پارک و مدیریت کمپینگ ها و گلگشت های صحرایی و جنگلی و در کنار دسترسی روز افزون بیشتر خانواده های آمریکایی به اتومبیل ، انبوه جمعیت به پارک ملی یلو استون سرازیر شد. در کنار آبفشان های پارک ، یکی از مهم ترین جاذبه های منطفه دیدن رو در روی خرس های پرشکوه گریزلی بود. شکار و تله گذاری سازمان یافته شکارچیان حرفه ای که در خدمت دولت فدرال و مالکان حصوصی بودند در آن سال ها جمعیت خرس گریزلی را در آمریکا ( جز ایالت آلاسکا )عملا محدود به پارک ملی یلواستون نموده و یک جمعیت خرس در جزیره ای از مراتع ، مزارع ، دام های اهلی و گله داران مسلح قرار داشتند که دیدگاه آنها نسبت به جانوران گوشنخواری چون خرس ، گرگ و شیرکوهی حتی اکنون نیز تغییر پیدا نکرده است.
در دهه های نخستین ورود انبوه گردشگران به پارک ، خرس های گریزلی به دلیل تغذیه دستی مردم و در دسترس بودن سطل های ذباله مملو از خوراکی های دلچسب و مقوی ، عملا از زیستگاه طبیعی خود خارج شده و آرام آرام به زباله خواری خو کردند.به دلیل چندین مورد برخورد منجر به مرگ گردشگران به دلیل حمله غیر منتظره خرس به چادر آنها ، مدیران پارک تصمیم گرفتند الگوی رفتاری خرس ها و بازدید کنندگان را تغییر دهند. مردم از تغذیه دستی جانوران منع شده ( کار فرهنگی از طریق انتشار پوستر و بروشور و سخنرانی و فیلم و در آخر برخورد مستقیم با خاطی و جریمه ) و از سوی دیگر سطل های زباله جدیدی طراحی گردید که خرس ها قادر به باز نمودن درب و یا برگرداندن آنها نباشند. اما برای جانورانی که از هنگام تولگی با مادر خود از ذباله مغذی و در دسترس تغذیه نموده و بیم و هراسی از انسان نداشتند داستان به این سادگی ختم نشد. پاره ای از خرس ها که از این منبع غذایی در دسترس محروم شده بودند ، از محوطه پارک خارج شده و به مزارع و دامداری ها نزدیک شده و باعث بروز خسارت به جوامع محلی و کشته شدن هود شدند و در پاره ای از موارد که خرسی برای چندمین بار از پارک خارج شده و مشکل ساز گردید ، مدیران پارک به ناچار آن را به زیستگاهی دیگر ( که اکثرا باغ وحش بوده ) منتقل نموده و گاهی ناگزیر به شلیک بسوی خرس هایی هستند که به دلیل حمله به گردشگران در لیست سیاه قرار گرفته اند.
از دیدگاه پاره ای از کارشناسان محترم و دلسوز محیط زیست هرچند تغذیه دستی کاکایی های مهاجر باعث جذب جمعیت زیادی از آنها در زمستان ها در محدوده پل چشمه کیله تنکابن می گردد ولی به دلیل تغییر الگوی رفتاری و تغذیه ای این پرندگان این احتمال وجود دارد که پس از پایان فصل سرما به دلیل امنیت حاکم بر زیستگاه زمستان گذرانه و وفور غذا ، تغییراتی در الگوی مهاجرتی و تولید مثلی این گونه صورت پذیرد. هرچند با در نظر داشتن تجربیات دیگر کشورها احتمال تغییر الگوی رفتاری کاکایی ها دور از دهن نیست ولی با درنظر داشتن شیوه برخورد غیر دوستانه بیشتر ایرانیان با طبیعت و گونه های جانوری ، شاید بتوان اینبار قلم عفو بر تغذیه دستی کاکایی ها در کنار پل چشمه کیله کشید .
پیوست:
تا چند دهه گذشته که نپه های شنی ساحلی با پوشش گیاهی ویژه خود از ساحل رامسر تا میانکاله تقریبا یکپارچه بود ، انواع سلیم ها از این سواحل به عنوان کلونی زاداوری استفاده می نمودند. شکارچیان محلی با دام و تله شبانه سلیم های زیادی را گرفتار کرده و در زنبیل های حصیری در بازار برای فروش عرضه می نمودند. پاره ای از افراد بنا بر نذر و نیاز خود ، یک زنبیل سلیم زنده خریده و آزاد می کردند تا به نیاز و مراد خود دست یابند.
در شیراز از قدیم رسیدن نوروز و نو شدن سال مصادف با گردش دسته های کاکایی بر فراز زادگاه حافظ و سعدی بود. زین سبب این پرنده در شیراز به مرغ نوروزی شهره است.
دوم
تأثیر احتمالی تغییر اب و هوا به هنگام زمستان خوابی خزندگان، یک فرضیه احتمالی
در چند بیست روزی که از دی ماه و بویژه روزهای نوزدهم و بیستم در تنکابن گذشت ، هوا آنگونه بهاری و دلچسب بود که لاسرتاهای خزری از مکان های زمستان خوابی خود بیرون آمده و تن به آفتاب زمستانی سپرده بودند. پاییز امسال خلاف چند سال گذشته در شب های آبان ماه جکوهای خانگی با صدای ویژه خود بر دیوار از قلمروی ویژه خویش دفاع می نمودند و نکته شاید جالب اینکه در زمستان سال پیش آنگونه هوا گرم شده بود که داروک زمردین ( قورباقه سبز درختی ) بر روی سیمی در حال آفتاب گرفتن بود. در طول نابستان لاسرتاهای خزری به شدت در حال تغذیه می باشند و نرها و ماده ها هرکدام قلمرو ویژه خود را مشخص نموده و بر سر منابع با همسایه های منجاوز و یا رهگذر در حال ستیزه می باشند. از اواسط نابستان ذخایر لازم و حیاتی چربی برای خواب زمستانی در قاعده دم این خزنده جمع می گردد که با اندک دقتی قابل توجه می باشد.

پرسش قابل بررسی و تعمل این است که در صورت گرم شدن هوا در ماه هایی که قاعدتا این قبیل خزندگان می بایست به خواب زمستانی فرو روند و افزایش متابولیسم ( سوحت و ساز بدن ) نسبت به دوره کاهش شدید تحرک و در دست نبودن منابع غذایی ، آیا این مصرف نابهنگام ذخایر غذایی و به دنبال آن کاهش دمای محیط و به خواب رفتن جاندار ، برای او مشکل ساز نبوده و خطر مرگ به دلیل از دست رفتن مواد غذایی و گرسنگی مفرط به دنبال نخواهد داشت؟ یرخی از بوم شناسان فرضیه ای را مطرح نموده اند که به دنبال احتمال تغییرات اقلیمی و افزایش دما در فصل زمستان ، در گروئنلند برف و یخ سطحی که گلسنک ها ( مهم ترین و در دسترس ترین منبع غذایی گوزن کاریبو ) را پوشانیده بطور موقت آب شده و با شروع موج سرمای شدید در همان فصل تبدیل به پوششی یخین گردیده و به همین دلیل گوزن های کاریبو قادر به کنار زدن برف با استفاده از سم های پهن و شاخ از روی بستر گلسنگ ها نبوده و گرفتار سوتغذیه خواهند شد. شاید جالب باشند که خوانندگان محترم و تیزبین این نوشتار در فصل زمستان امسال و سال های بعد با دقت بیشتری خزندگان محل کار و زندگی خود را مد نظر قرار داده و ارتباطی بین افزایش دما در فصول سرد سال و مشاهده خزندگان خارج از زمان معمول بیابند.
این نوشتار تنها یک فرضیه است و نگارنده فقط زمستان و پاییز امسال و سال پیش را درنظر داشته است ولی در صورت انجام یک پایش همگانی از سوی دوستداران زیستبوم کشور ، شاید بتوان یک ارتباط منطقی بین تغییرات احتمالی اقلیم ( و صد البته نه از آن نوع تغییرات حکیم فرموده آقابان آنکاره که خشکی زاینده رود و تفدیدن ارومیه و گر گرفتن جنگل های هیرکانی را بر عهده تغییرات اقلیم می دانند ) و تغییرات در جمعیت خزندگان را بدست آورد.
متن سخنرانی افتتاحیه اولین کنفرانس خشکسالی و تغییر اقلیم که به وسیله آقای دکتر غفوری ایراد شد.
سلام عليكم جميعاً، صبح شما بخير
خير مقدم عرض ميكنم خدمت همه حضار، معاونت محترم وزارت كشور و سرپرست سازمان مديريت بحران، معاونين محترم وزارت جهاد كشاورزي و معاونين محترم سازمان تحقيقات،آموزش و ترويج كشاورزي و مديران كل، روساي مؤسسات و مراكز تحقيقاتي، اساتيد محترم دانشگاهها، محققين و مهندسين مشاور،كارشناسان، دانشجويان و همكاران و ساير مدعوين محترم
به اولين كنفرانس ملي خشكسالي و تغيير اقليم خوش آمديد.
بعد از يك سال فعاليت همگاني از طرف برگزاركنندگان، همكاران، حمايت كنندگان و ارائه دهندگان مقالات بالاخره روز موعود فرارسيد كه همه از جاي جاي كشور جمع شدهايم براي تفكر و تبادل نظر در مورد موضوعات اساس تغييرات آب و هوايي و خشكسالي كه چالش روز دنيا و از جمله كشور ماست.
مستحضر هستيد از زماني كه كنوانسيون تغييرات اقليمي در سال 1992 در ريودوژانير و به وسیله كليه كشورهاي عضو سازمان ملل امضاء شد و متعاقب آن پروتوكل كيوتو در سال 1997 مورد توافق قرار گرفت و در سال 2005 الزام آور شد، ملل جهان در دو جبهه اصلي كشورهاي توسعه يافته و تحت توسعه بيش از 16 اجلاس جهاني را به صورت ساليانه برگزار كردهاند كه آخرين آنها در مكزيك و با شركت 195 كشور و ماقبل آن در كپنهاك دانمارك برگزار گرديد.
در اين سالها كشورهاي تحت توسعه و كمتر توسعه يافته، به كمك مفاد كنوانسيون و پروتوكل الحاقي، كشورهاي توسعه يافته را ملزم كردهاند كه براي كنترل تغييرات آب و هوايي و گرم شدن كره زمين فعاليتهايي را به منظور كاهش گازهاي گلخانهاي در رابطه با بخشهاي مختلف انجام دهند. اين فعاليتها در دوره اول اجراي پروتوكل كيوتو به مدت هفت سال ادامه داشته و در سال 2012 به پايان ميرسد و ممكن است برخي كشورها، از جمله خود ژاپن، تعهدات را براي دور دوم نپذيرند. و يا برخي با شروطي از جمله ايجاد تعهد براي كشورهاي تحت توسعه آنرا بپذيرند.
در اين دوره عليرغم همه فعاليتها نه تنها كاهش محسوسي در روند افزايش دما، ذوب برف و يخ در قطبين و سطح درياهاي آزاد به وجود نيامده بلكه هر روز شاهد اغتشاشات كم سابقه اقليمي در گوشه و كنار دنيا هستيم.
اگرچه تا به حال عمدتاً كشورهاي توسعه يافته در ارتباط با انتشار گازهاي گلخانهاي مورد انتقاد، بازرسي و كنترل بودهاند، لكن در دستور جلسات اجلاس هفدهم كه در آفريقاي جنوبي در دسامبر سال ميلادي جاري برگزار خواهد شدكشورهاي تحت توسعه نيز بايد برنامههاي ملي كنترل و كاهش انتشار خود را ارائه نمايند و احتمال زياد دارد كه بنوعي موظف شوند كه اين برنامهها را اجرايي كنند.
استحضار داريد كه در اجلاس كپنهاك بر افزايش cº2 دماي متوسط كره زمين در قرن جاري تا سال 2100 توافق گرديد كه بر اساس گزارش مجمع بين الدول IPCC مستلزم كاهش 40% گازهاي گلخانهاي از طرف كشورهاي توسعه يافته نسبت به سال 1990 ميباشد كه با روند فعاليتهاي فعلي دور از دسترس جلوه ميكند. بر اين اساس اكثر كشورها به طور جدي روي برنامههاي سازگاري با تغييرات اقليمي در كليه بخشهاي كشاورزي، صنعت، مسكن و شهرسازي و آب مشغول تحقيق وبرنامهريزي هستند.
خوشبختانه فعاليتهاي تحقيقاتي و اجرائي در زمينه كشاورزي، منابع آب، آبياري، انرژي و حمل و نقل و غيره در نتيجه وضع و اجراي قوانين مترقي نظير هدفمندسازي يارانهها و اصلاح الگوي مصرف و ... در كشور ما در جريان كه نياز است در قالب برنامههاي سازگاري با تغييرات آب و هوايي بازنگري و اصلاح گردند.
حضار محترم،
عواقب تغييرات اقليمي بسيار زياد هستند ولي پديدهاي كه بسيار ملموس دركليه ابعاد و بخشهاي زيربنايي كشور خود را نمايان كرده است خشكسالي است كه متأسفانه حدود يك دهه است كه تكرار و فراواني وقوع آن بيشتر شده است.
بررسي نرخ رشد اقتصادي كشور در سالهاي اخير نشان ميدهد كه در مواقع خشكسالي نظير سالهاي 76 و 87، ميزان نرخ رشد توليد ناخالص داخلي كاهش يافته و متعاقب نرخ رشد اقتصادي به ميزان قابل توجهي كاهش يافته است تا 4% كه اين كاهش عمدتاً در اثر نوسان قيمت نفت و وقوع پديده خشكسالي فراگير در كشور بوده است (لزوم مديريت خشكسالي در كوتاه مدت و تغييرات اقليم در بلند مدت براي تضمين نرخ رشد هشت درصد پيش بيني شده در برنامه پنجم و چشمانداز)
حضار محترم
امروز گرد آمدهايم كه در حول محورهاي اين كنفرانس كه طيف كاملي را از مباحث پايش و پيشبيني و ريسك پديده تغييراقليم و عليالخصوص خشكسالي را ميپوشانند به بحث و بررسي بپردازيم.
من از شما تقاضا دارم كه امروز را به تفكر، بحث وبررسي موضوعات مطروحه اختصاص دهيد. كشور ما بيش از هر زمان ديگر نياز به مديريت اطلاعات در اين زمينهها دارد، مديريتي كه بتواند نتايج روزافزون تحقيقات را در دانشگاهها و مراكز و مؤسسات تحقيقاتي به صورت بستههاي كاربردي و فنآورايانه قابل استفاده عموم نمايد.
اجازه دهيد سالنهاي نشستهاي اين همايش ملي را اتاقهاي فكر بناميم و با تفكر، ابراز نظر و مشاركت اصول كاربردي را در قطعنامه كنفرانس احصا نماييم.
انشاءا... مركز تحقيقات كم آبي و خشكسالي با همكاري سخاوتمندانه سازمان تحقيقات،آموزش و ترويج کشاورزی، سازمان مديريت بحران كشور، پايگاه ملي مديريت خشكسالي كشاورزي و انجمن سازگاري با خشكي و خشكسالي و همچنين حمايت بيدريغ ستاد آب، خشكسالي معاونت علمي و فناوري رياست جمهوري، معاونت آب خاك و صنايع،صندوق بيمه كشاورزي، پژوهشكده حفاظت خاك و آبخيزداري، سازمان جنگلها، مراتع و آبخيزداري كشور، شركت مديريت منابع آب، موسسه ICARDA، انجمن سطوح آبگير باران ايران و انجمن هواشناسي ايران بتواند در كنفرانس بعدي بسته مديريتي و دستورالعمل مديريت ريسك خشكسالي و تغييرات اقليمي در كيفهاي كنفرانس قرار دهيم و تقديم بخشهاي اجرايي و مسئولين محترم نماييم.
حضار محترم امروز را در سه اطاق فكر سپري خواهيم كرد، اطاقهايي كه فضاي حاكم بر آنها توسط مسئولين محترم حاضر در اين كنفرانس و سخنرانان كليدي ترسيم خواهد گرديد.
موفق و پيروز باشيد.
گزارشی از اولین کنفرانس ملی خشکسالی و تغییر اقلیم:
در دهههاي اخير در بين حوادث طبيعي كه جمعيتهاي انساني كشور را تحت تأثير قرار داده است، پديده خشكسالي و كم آبي از نظر تعداد فراواني، درجه شدت، طول مدت، مجموع فضاي تحت پوشش، تلفات جاني، خسارات اقتصادي و اثرات اجتماعي دراز مدت در جامعه، بيشتر از ساير بلاياي طبيعي بوده است. هم اكنون پديده گرمايش زمين و تغيير اقليم شالوده تمام نوسانات و تغيير در روند پارامترهاي هواشناسي از جمله بارندگي و دما درچرخة طبيعي اتمسفري ميباشد. خشكساليها نشانة روشني از اين نوسانات بوده كه بسياري از مناطق خشك و نيمه خشك دنيا را با شدتهاي زيادتر در برگرفته است. دورههاي كم آبي و خشكسالي باعث از بين رفتن يا كاهش شديد محصول ديم و آبي، جنگل ها و مراتع، آسيبهاي زيست محيطي، آلودگي آبها، تاثيرات منفي بر تامين منابع آب آشاميدني و سالم ميشود. نياز به آب در آينده با افزايش جمعيت و دگرگونيهاي اجتماعي و تغيير در سطح زندگي مردم و تاثيرات منفي تغيير اقليم در عرض هاي متوسط افزايش مييابد. برآورد و پيشبيني صحيح از شدت خشكسالي و روند تغييرات آن و مقادير آب قابل دسترس در كوتاه مدت ماهانه تا بلند مدت سده اي و داشتن برنامهريزي مناسب و اجراي راهكارهاي موثر از اهميت بسيار زيادي برخوردار ميباشد. از سوي ديگر جلوگیری کامل خسارات كم آبي و خشکسالی ممکن نیست، لیکن با تحلیل سوابق تاریخی پدیده خشکسالی و با تکیه بر آمار و اطلاعات و كاربرد مدلهاي موجود و نیز با در پیش گرفتن مدیریت مناسب با توجه به دامنه عدم قطعيت میتوان تاحد زیادی خسارت ناشی از خشکسالی و تغيير اقليم را کاهش داد. در غير اينصورت هزینههائی كه بايد برای جبران خسارتهای خشکسالی (مدیریت بحران) پرداخت نمود به مراتب بیشتر از هزینه مطالعات در تعیین راهکارهای مقابله قبل از وقوع (مدیریت ریسک) خواهد بود.
اين كنفرانس با توجه به موضوعات و محورهاي آن و تطابق با وظيفهمندي انجمن سازگاري با خشكسالي و مركز تحقيقات كم آبي و خشكسالي در كشاورزي و منابع طبيعي با حمايت ساير دستگاههاي ذيربط در 28 ارديبهشتماه 1390 برگزار شد.
اهميت و ضرورت
1- 1- بستر سازي به منظور تدوین برنامه جامع مديريت ريسك خشكسالي توسط دستگاههاي ذيربط
2- 2- شناخت و اثرات تغيير اقليم و راهكارهاي كاهش اثرات منفي آن با آموزش و توسعه مدل هاي بزرگ مقياس و ريز مقياس
3- 3- ارتقاء سطح آگاهي عمومي جامعه نسبت به خشکسالي و مفاهيم مديريت بحران و ريسک و تغيير اقليم با برگزاري کارگاههاي آموزشي
4- 4- ارزيابي و نقد اثرات روشهای گذشته مقابله با خشکسالی و كم آبي جهت هرگونه برنامهريزي و طرح برای مدیریت خشکسالي و تغيير اقليم شامل نحوه پايش، آگاهي، سياستگذاري، دستورالعمل، برنامههاي تسکين و اقدامات ضروري
5- مشارکت مردم و واگذاری مدیریت خشکسالی و تغيير اقليم به ذینفعانمحورهاي كنفرانس:
ü محور خشكسالي
· روشهاي پایش و پیشبینی خشکسالی
· اثرات خشكسالي بر كشاورزي و منابع طبيعي
· روشهای حفظ و توسعه منابع آب و افزايش بهرهوري در خشكسالي كشاورزي
· روشهاي مدیریت خشکسالی (ريسك و بحران)
· بررسي اثرات اقتصادي- اجتماعي و زيست محيطي
ü محور تغيير اقليم
· عوامل موثر بر تغيير اقليم
· مدلسازي تغيير اقليم (جهاني و ريزمقياس)
· اثرات تغيير اقليم بر كشاورزي و منابع طبيعي
· روشهای مديريت تغيير اقليم در كشاورزي و منابع طبيعي
· بررسي اثرات اقتصادي- اجتماعي و زيست محيطي
· اثرات تغيير اقليم بر بيابانزايي و پديده گردوغبار
محل برگزاري:
سالن اجتماعات موسسه تحقيقات نهال و بذر كرج
++++++++++++++++++++++++++++
تعداد كل چكيده مقالات دريافت شده: 411عنوان
ü تعداد چكيده مقالات پذيرفته شده: 236عنوان
ü تعداد كل مقالات کامل دريافت شده: 161 عنوان
ü تعداد مقالات پذيرفته شده برای ارائه شفاهی: 44 عنوان
ü تعداد مقالات پذيرفته شده برای ارائه پوستری: 78 عنوان
ü تعداد مقالات كاملي كه در اولويت كنفرانس قرار نگرفت: 41 عنوان
توجه: با توجه به عدم ثبتنام برخي از پذيرفته شدگان؛ تعداد مقالات شفاهي به 42 و تعداد مقالات پوستري به 62 عنوان كاهش يافت.
همچنین تعداد 52 پوستر از مجموع 62 پوستر ارائه گردید.قطعنامه اولين كنفرانس ملي خشكسالي و تغيير اقليم
به ياري خداوند منان اولين كنفرانس ملي خشكسالي و تغيير اقليم با همكاري پايگاه ملي مديريت خشكسالي كشاورزي، سازمان تحقيقات، آموزش و ترويج كشاورزي، معاونت آب و خاك و صنايع وزارت جهاد كشاورزي، سازمان مديريت بحران كشور، ستاد فنآوري آب- خشكسالي- فرسايش و محيط زيست معاونت فنآوري رياست جمهوري، دانشگاهها، وزارت نيرو صندوق بيمه كشاورزي، ايكاردا، سازمان جنگلها مراتع و آبخيزداري، موسسات و مراكز تحقيقاتي و همچنين انجمنهاي علمي و مردم نهاد در تاريخ 28 ارديبهشت ماه 1390 برگزار گرديد. در اين كنفرانس پيرامون 7 محور اساسي در خشكسالي و تغيير اقليم گفتگو شد كه نتيجه دستاورد محققان و كارشناسان در حداقل ده سال گذشته بوده است بديهي است كه جلوگيري از وقوع خشكسالي و تغيير اقليم ممكن نيست اما با درايت و مديريت مؤثرميتوان خسارات ناشي از آن را كاهش داد. لازمه اين امر مهم توجه به نكات زير است:
1- تهيه طرح جامع خطرپذيري خشكسالي كشور
2- تشكيل دبيرخانه دائمي كنفرانس ملي خشكسالي و تغيير اقليم در مركز تحقيقات كم آبي و خشكسالي وزارت جهاد كشاورزي و برگزاري دو سالانه كنفرانس با همكاري كليه دستگاههاي ذيربط
3- توسعه ساختار مديريت پايش به ويژه رطوبت خاك و مسئوليتپذيري پايگاه ملي دادهها و اطلاعات خشكسالي
4- توسعه مدلهاي بومي پيشبيني خشكسالي به صورت فصلي ششماهه و سالانه در مناطق مختلف كشور در رابطه با ريسكپذيري محصولات زراعي و باغي
5- اطلاعرساني و افزايش آگاهي عمومي جامعه در ارتباط با خشكسالي و تغيير اقليم
6- بسترسازي براي استفاده از فنآوريهاي نوين در رابطه با پايش و پيشبيني خشكسالي
7- توجه جدي به تجهيز پايگاه ملي مديريت خشكسالي كشاورزي به آخرين تجهيزات پايش و پيشبيني خشكسالي به منظور پاسخگويي به سازمان فرماندهي و كنترل مديريت بحران كشور
8- توجه به مسائل اجتماعي-اقتصادي در برنامهريزيهاي كوتاه مدت، ميان مدت، طولاني مدت خشكسالي
9- همكاري و هماهنگي لازم بين دستگاههاي ذيربط
10- تقويت رويكرد مديريت ريسك قبل از وقوع بحران در خشكسالي و تغيير اقليم به منظور كاهش خسارات و استفاده از رويكرد مديريت بحران در چهارچوب آن
11- تدوين برنامه اقدام ملي سازگاري با تغييرات اقليم و تهيه سند راهبردي مديريت خشكسالي كشور
12- ايجاد رشتههاي جديد دانشگاهي در زمينه خشكسالي و تغيير اقليم
13- در راستاي افزايش مشاركت عمومي، حمايت، تقويت و توسعه انجمنهاي مردم نهاد بهمنظور توانمندسازي بهرهبرداران و آسيبپذيران و استفاده از آنها در تصميمگيريهاي ملي و منطقهاي
14- تکمیل و تجهیز شبکه هواشناسی کشاورزی برای تحقیقات و مدیریت خشکسالی
1- ارسال چكيده مقالات تا تاريخ 05/08/89
2- اعلام نتايج چكيده مقالات تا تاريخ 20/08/89
3- ارسال اصل مقالات تا تاريخ 05/11/89
4- اعلام نتايج اصل مقالات تا تاريخ 20/12/89
5- آخرين مهلت ثبتنام تا تاريخ 25/01/90
محققين و دوستان عزيز من در بخش مديريت خشكسالي مركز تحقيقات كم آبي و پايگاه ملي خشكسالي در آخرين گزارش خود به نتايج جالبي در مونيتور پوشش گياهي كشوري رسيده اند. سعي كردم براي آگاهي خوانندگان اين مجازخانه مباركه تصاويري از نقشه هاي تهيه شده را ارئه دهم. البته درصورت نهايي شدن گزارش، كل گزارش بر روي سايت مركز و پايگاه قرار خواهد گرفت.

جهت اطلاع دوستان، محققين و علاقه مندان گرامي،
زمان آخرين مهلت ارائه خلاصه مقالات براي اولين كنفرانس ملي خشكسالي و تغيير اقليم تا پايان مهر ماه تمديد گرديد.
اولين كنفرانس ملي خشكسالي و تغيير اقليم
مركز تحقيقات كم آبي و خشكسالي در كشاورزي و منابع طبيعي
تهران - ارديبهشت 1390
فراخوان اول
مقدمه:
خشکسالیهای پیاپی و بلندمدت آسیبهای اقتصادی، محیطی و اجتماعی بسیار زیادی را تاکنون به کشور وارد کرده است. هر ساله مناطق مختلفی از کشور گرفتار خشکسالی شده و متحمل آسیبهای زیادی میشوند. جلوگیری کامل خسارات خشکسالی ممکن نیست، لیکن با تحلیل سوابق تاریخی پدیده خشکسالی و با تکیه بر آمار و اطلاعات موجود و نیز با در پیش گرفتن مدیریت مناسب برخورد با خشکسالی میتوان تاحد زیادی خسارت ناشی از خشکسالی را کاهش داد. هزینههای انجام شده برای جبران خسارتهای خشکسالی (مدیریت بحران) به مراتب بیشتر از هزینه مطالعات در تعیین راهکارهای مقابله قبل از وقوع (مدیریت ریسک) میباشد. با توجه به پیش بینی خشکسالی که توانسته تا حدودی احتمال وقوع خشکسالی را بازگو کند، بهتر است در این رابطه تلفیقی از مدیریت ریسک و مدیریت بحران استفاده گردد.
پي نوشت:
خبرهاي تكميلي و احيانا تمديد مدت ارسال مقالات تا ۴۸ ساعت ديگر از طريق همين وبلاگ و تحت عنوان دومين فراخوان به اطلاع خواهد رسيد.
محققان مرکز تحقیقات آرتمیای کشور وابسته به مؤسسه تحقیقات شیلات ایران علت
تغییر رنگ دریاچه ارومیه از آبی و آبی سبز به قرمز خونی را مشخص کردند.
به
گزارش روابط عمومی مؤسسه تحقیقات شیلات ایران محققان مرکز آرتمیای کشور طی
نمونه برداری از آب این دریاچه علت تغییر رنگ دریاچه ارومیه از آبی و آبی
سبز به قرمز خونی را به شرح زیر اعلام کردند:
1- با توجه به وضع
اکولوژیکی کنونی دریاچه ارومیه که در وضع اشباعیت شوری (330 گرم در لیتر
نمک)، کاهش شدید ارتفاع آب (بالاخص در مناطق ساحلی) که تابش شدید نوری را
نیز به دنبال دارد و سفید شدگی آب دریاچه به علت رسوبات نمک که باعث ایجاد
پدیده گلخانه ای می شود، ورود نشدن آب های شیرین که کاهش شدید اکسیژن را
نیز به دنبال می آورد در چنین شرایط اکولوژیکی از گونه جلبک های
دونالیلاپریدیس و دونالیلا سالینا، گونه دوم به دلیل شرایط فوق الذکر
غالبیت پیدا کرده و بر دریاچه حاکم می شود که دلیل علمی آن نبود امکان
تبدیل املاح آمونیاکی بیشتر از گونه اولی است، لذا بر دریاچه غالب شده و
برای ایجاد شرایط آداپتاسیون زیستی ایجاد ماده بتاکاروتن بیشتر در آن
موجبات تغییر رنگ و ظهور سرخی دریاچه می شود. این جلبک به عنوان غذای
آرتمیا محسوب می شود.
2- به دلیل اشباعیت شوری آب دریاچه، شرایط
مساعد برای رشد و تکثیر گروهی از باکتری های هالوفیت ها از گروه
هولوباکتریوم ها و هولوکوکوس می شود که این باکتری ها دارای رنگ ریزه های
باکترو رودوپسین هستند که به آنها امکان استفاده از انرژی نورانی خورشید را
به صورت بی هوازی و در محیط های با کمبود اکسیژن بالا می دهد که این رنگ
ریزه ها به رنگ زرشکی بوده و آب دریاچه بالاخص در سواحل که دارای تابش شدید
نوری و نفوذ نوری هستند را به رنگ سرخ در می آورد.
3- کاهش شدید
اکسیژن، افزایش دمای آب دریاچه و شوری اشباع همگی موجب عدم تبدیل ترکیبات
آمونیوم از تجزیه مواد آلی ورودی به دریاچه به ذخایر نیتراتی آن شده و در
نتیجه تولیدات اولیه آن موجبات افزایش فعالیت شیمیوتروفها به جای فتوسنتز
کننده ها می شود و این عمل باعث تولید بیشتر این باکتری ها در دریاچه نیز
می شود.
چنین تغییراتی از دریاچه های شور جهانی نظیر گریت سالت لیک
آمریکا (post.1980) و دریاچه یوتا (Stephen,1990) و بحرالمیت در اردن نیز
دیده شده است.
این وضع بیش از 2 ماه پیش شروع شده است و در سال های
قبل با شدت کمتری در دریاچه ارومیه دیده شده است که این وضع با کاهش دمای
آب، شروع وزش بادهای منطقه ای و کاهش شدت و زمان نور خورشید و افزایش آب
های ورودی به تدریج در طی سال های آینده حذف خواهد شد.
خبر تکمیلی درویش عزیز:
"چهار نظریه تاکنون آقایان مطرح کرده اند که در مصاحبه با روزنامه شرق به آنها اشاره کرده ام که فکر کنم فردا منتشر شود … واقعاً داستانی است!"
خلاصه ببینیم آخرش چه می شود.
در تصاویر ماهواره ای همیشه دریاچه ارومیه را به زیبایی هر چه تمامتر می دیدم و لذت می بردم. خیلی دلم می خواد الان تصاویر به روز دریاچه را ببینم. این هم تصویری از دریاچه از خبرگزاری مهر که از روی سایت البرز برداشته شده است.
پی نوشت مهم:
حقیقتش اول یادم بود که درویش هم راجع به قرمز شدن دریاچه ارومیه با من صحبت کرده بود ولی یادم نبود که او در مهار بیابانزایی هم راجع به این قضیه هم نوشته بود و هم عکس گذاشته بود. امروز درویش کامنتی گذاشته که ظاهرا عکس متعلق به اوست که بدون رفرنس توسط خبرگزاری مهر بر روی سایت قرار گرفته است. واقعا باید به این دوستان دست مریزاد گفت و به صورت ویژه تشکر کرد. لطفا کامنت درویش را هم بخوانید.
من مثل همیشه لذت می برم. با اینکه هر از چند گاهی در بحثهای
لطیف، خروج از مسیر را مشاهده می کنیم ولی تلنگرهایی که می زند فکر را به
مبارزه با هجمه هایی که به عقاید مختلف می شود دعوت می کند.
وجود لطیف نازنین و بهروز خان گرامی که در عین مدارا به چالشی زیبا روی آوردند و حتی با وجود کمی انحراف که عموما در بین بحثهای کشمکشی! ما ایرانیان به خوبی نمایان است، قضایا را برای تحلیل بیشتر در اختیار خوانندگان قرار دادند غنیمتی بس بزرگ است.
آقا ادامه دهید. ما منتظریم.
پی نوشت:
طبق آخرین اطلاعات رسیده مجددا و بر اساس اصول اصلی گفتمانهایی که بر ما فلات ایران نشینان حاکم است کشمکش بر چالش غلبه کرد. لطفا کامنتهای آخرین نوشته درویش را بخوانید. ولی واقعا جای دکتر کرمی این وسط خالیه.
عكسها را ببينيد و بر نابودي آرتميززيا حسرت بخوريد. حداقل تأسف نمي خوريم!! واي بر ما.

