امروز داشتم فكر مي كردم چرا مردم ايران كلا تشكر كردن را بلد نيستند. در بسياري از اوقات به جاي تشكر كردن غر مي زنند. خيلي لطف كنند زير لبي يك مرسي كوچولو نصيب طرف مقابل مي كنند. من امروز مي خوام از خودم شروع كنم و به خاطر بسياري از مواردي كه تا به حال تشكر نكرده ام از همين طريق تشكر نمايم.

تشكر مي كنم از تمامي مديران رده بالاي وزارت جهاد كشاورزي كه واردات محصولات كشاورزي را به اين كشور سهل و آسان كردند. من تشكر مي كنم از تمامي پژوهشگراني كه با پژوهشهاي خود كتابخانه هاي ايران را پر كرده اند و تشكر مي كنم از كارشناسان اجرايي كه هيچ كدام از اين طرحها را به اجرا نرسانده و آنها را كلا قبول ندارند.

من تشكر اصلي خود را از آنهايي دارم كه براحتي منحل ميكنند و به همان راحتي تأسيس مي كنند. در ضمن بايد از آن دسته از اعضاي هيئت علمي كه در ظاهر خود را خوشحال از منحل شدن مي بينند و در پست سر آنهايي كه منحل كرده اند فحش ناموسي مي دهند هم تشكر كرد.

تشكر ويژه دارم از بيشتر مردم ايران كه سطلهاي زباله خيابان را مي بينند و زباله ها را در كنار سطلها و به فاصله ۱۰ تا ۲۰ متري آنها مي گذارند. من تشكر خالصانه مي كنم از كليه رانندگاني كه قوانين راهنمايي و راندگي را رعايت نمي كنند و چراغ قرمزها را براحتي رد مي كنند. از پليسهاي محترم هم تشكر مي كنم كه گاهي در مناطقي كه حداكثر سرعت ۱۱۰ كيلومتر است و راننده بدبخت ۱۰۰ كيلومتر در ساعت مي رود وي را جريمه مي كنند و مي گويند اينجا سرعت مجاز ۸۰ كليومتر است.

تشكر مي كنم از راننده اتوبوسي كه در همسايگي ماست و اتوبوس نارنينش را دم درب خانه ما و با آب تصفيه شده مي شويد. همچنين از همسايه خوب بس.....مان تشكر مي كنم كه دائما با زن و همسرش دعوا مي كند و سكوت را از همسايگان مي گيرد. به طور اخص تشكر مي كنم از همسايه عزيزي كه در دستشويي سيگار مي كشد و دودش را به تمام ساختمان و به كمك هواكش توزيع مي كند.

تشكر دارم از صدا و سيماي كشورم كه اخباري با عنوان بيست و سي دارد. من تشكر مي كنم از تمام روزنامه نويسان و روزنامه ننويسان. تشكر ويژه مي كنم از وبلاگنويسان و وبلاگ ننويسان.

تشكر ويژه دارم از حاميان تئوري توطئه كه روح دايي جان ناپلئون را شاد مي كنند. تشكر ويژه دارم از دوستاني كه خود را سبز انديش مي دانند و سبز فكر نمي كنند. صميمانه تشكر مي كنم از دوستاني كه قلم و يا كي برد را با الفاظ نيمه فحش و نيمه ركيك همراه مي سازند.

من تشكر مي كنم از سايت سازمان حفاظت محيط زيست كه بالاخره بعد از ۱۰ روز يادش آمد اجلاس كپنهاگي هم هست. بايد در اينجا صميمانه تشكر كرد از طراحان و دستور دهندگان جاده ابر، خصوصي كنندگان جنگلها و مراتع و شكارچيان عزيزي كه فقط يوزپلنگ شكار مي كنند.

خلاصه آنقدر تشكر كردم كه جانم يك تكه بالا بيايد و ديگه از اين كارها نكنم.

ولي آخرش هم نفهميدم تشكر كردن خوب است يا بد؟