از دوست و همکار عزیزم آقای مهندس مددی خواستم مطلبی رادر خصوص تخریب باغ گیاهشناسی نوشهر برایم مکتوب کند. او قلم زیبا و در عین حال رسایی دارد که همیشه از دل برمی خیزد. او هم این تقاضا را اجابت کرد و متن زیر را برای این مجازخانه مبارکه و در حمایت از معترضین به نابودی منابع طبیعی کشور نگاشت.


به آنکه جنگل را آفرید و به نام آنکه دشمنان ملک خود را جزای در خور خواهد داد.

خداوند فرمود زمین ملک من است، در ملک من فساد نکنید، یعنی ملک مرا خراب نکنید، طبیعت را در زمین از بین نبرید و هر آنچه که در آن است برای رفاه شماست و با دست خود آن را تباه نسازید.

خبر تأسف بار تخریب باغ قدیمی گیاهشناسی نوشهر و یکی از مهمترین ذخیره گاههای  ژنتیکی گیاهی را هر دلمشغول طبیعت که شنید بر این مدیریت گریست. آن زمان که از گیاهی در حال انقراض تخمکی در یک موزه نگهداری می شود یعنی اگر آن به فنا رفت یعنی جهانی به فنا رفته است.

ورود به حریم دولتی (متعلق به اموال عمومی) ملک دولتی و تخریب بیت المال و از همه مهمتر تخریب یک مرکز تحقیقاتی بسیار حساس و شکننده که فعالیت آن در راستای تحقیق و بررسی و مطالعه علمی است اگر بگوییم که از سونامی اندونزی کمتر نیست به بیراه نرفته ایم.

اگر سونامی مردمی را به فنا می برد، تخریب یک ذخیره گاه ژنتیکی گیاهی، گونه های گیاهی را نابود می سازد. اما یک سونامی هیچوقت انسان را منقرض نمی کند.

ضرب و شتم پرسنل محقق یک مرکز تحقیقاتی و تجاوز به حریم امن فعالیتهای علمی آنها!! واقعا در مخیله هیچ انسان قانونمند و آگاهی نمی گنجد. محققان آنچه را مانده با چنگ و دندان حفظ و حراست نموده اند حال آنکه با یورش همه جانبه در مقابل دیدگان بیدار!! قانون، حریم امن خدا را نا امن کرده اند.

براستی هیچ گزینه دیگری متصور نبود؟ هیچ مسیر دیگری وجود نداشت الا حریم مظلوم علم و دانش؟ آیا دیواری کوتاهتر از دیوار تحقیقات وجود نداشت؟ یا زورمداران دیگری هم بالاتر از مخربان وجود دارند؟

و این همان مثل است که زور پدر بر عیال و فرزندان می رسد و این یعنی فاتحه بر مزار خانواده خواندن. خانواده کریمه دولت چگونه این چنین بی محابا یکدیگر را می آزارند و آیا کسی هست که بگوید نه؟!