من عموما وارد سیاست نمی شوم و سعی می کنم در حیطه نگارشی محیط زیستی به زندگی! خود ادامه دهم. نه؟

دایی جان ناپلئون اساسا علاوه بر بدبینیهای خاص خود و همچنین هواداری ویژه از تئوری توطئه دوست دارد که تذکرات بی ربط و با ربطی را هم در این مجازخانه مبارکه بیانگارد. دلیلی که باعث شد این پست شکل بگیرد نبود چیزی جز این نوشتار دیده بان عزیز بختیاری خودمان هومان خان بزرگ. اول آن را بخوانید ما میریم بر می گردیم. با من باشید.

آقا ما برگشتیم. من از این تیکه این نوشتار خیلی خوشم اومد(البته در جهت مطامع دایی جانی وگرنه این بخش نوشتار مصیبت بار ترین بخش مکتوب هومان است):


"آن زنان محلی اعلام می‌نمودند که‌پس از اجرای طرح هدفمندی یارانه‌ها و افزایش قیمت نفت و کپسول گاز، به‌دلیل بیکاری و نداشتن درآمد کافی به‌تغییر وسایل تولید انرژی در منازل روی آورده‌اند و عمدتا” زنان روستا هر روز جهت تأمین هیزم مورد نیاز مجبور به‌پیمودن قریب به‌۱۰ کیلومتر مسافت و حمل طاقت فرسای هیزم‌های جمع آوری نموده‌به‌آبادی هستند. آنان تحمل این کار سخت و نابودی جنگل و ارتکاب به‌جرائم زیست محیطی را از سر ناچاری می‌دانستند و از شرایط سخت زندگی شان گلایه‌داشتند."

چند تا نکته در اینجا برایم سوال برانگیز شد.

1. مگر بعد از هدفمند شدن یارانه ها نداشتن درآمد کافی محلی از اعراب دارد؟ من فکر می کنم توطئه ای در پس این نوشتار خوابیده است!

2- باید به این زنان عشیره گفت که مشکل بیکاری را مطرح نکنند چون آنهم در سال 90 حله. این که هیچ.

3- مگر به حساب این عزیزان پول یارانه ا را نریخته اند که دنبال چوب مملکت افتاده اند؟ نه آقا باور نکنید اینها می خواهند ثروت مملکت را بالا بکشند هوا که سرد نیست با این وضعیت تغییر اقلیم دما زیر 10 درجه هم نمی رود و بارانی هم که در کار نیست همه اش فیلم است آقا.

4- و در آخر تقاضا مندم خوانندگان محترم برای من حقیر مشخص فرمایند در رابطه با این پست جناب دیده بان خستگی ناپذیر طبیعت بختیاری از چه کسی باید تشکر کنم؟